fabricable

[ایالات متحده]/ˈfæbrɪkəbl/
[بریتانیا]/ˈfæbrɪkəbl/

ترجمه

adj. قابل شکل‌گیری یا فرم‌دهی

عبارات و ترکیب‌ها

fabricable material

مواد قابل ساخت

fabricable design

طراحی قابل ساخت

fabricable product

محصول قابل ساخت

fabricable component

قطعه قابل ساخت

fabricable structure

ساختار قابل ساخت

fabricable system

سیستم قابل ساخت

fabricable prototype

نمونه اولیه قابل ساخت

fabricable solution

راه حل قابل ساخت

fabricable technology

فناوری قابل ساخت

fabricable item

قطعه قابل ساخت

جملات نمونه

the new design is highly fabricable with modern materials.

طراحی جدید به شدت قابل تولید با مواد مدرن است.

we need to ensure that the product is fabricable within the budget.

ما باید اطمینان حاصل کنیم که محصول در محدوده بودجه قابل تولید است.

her ideas are innovative and easily fabricable.

ایده های او نوآورانه و به راحتی قابل تولید هستند.

the fabricable components will speed up the production process.

اجزای قابل تولید باعث تسریع روند تولید می شوند.

they are looking for fabricable solutions to meet customer demands.

آنها به دنبال راه حل های قابل تولید برای پاسخگویی به نیازهای مشتری هستند.

fabricable designs can help reduce waste in manufacturing.

طراحی های قابل تولید می توانند به کاهش ضایعات در تولید کمک کنند.

we focus on creating fabricable prototypes for testing.

ما بر روی ایجاد نمونه های اولیه قابل تولید برای تست تمرکز می کنیم.

the engineer emphasized the importance of fabricable materials.

مهندس بر اهمیت مواد قابل تولید تاکید کرد.

his project requires fabricable elements to be successful.

پروژه او نیاز به عناصر قابل تولید برای موفقیت دارد.

they developed a fabricable model that can be easily replicated.

آنها یک مدل قابل تولید توسعه دادند که به راحتی قابل تکرار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید