buildable

[ایالات متحده]/ˈbɪldəbl̩/
[بریتانیا]/ˈbıldəbl̩/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل ساخت؛ قابل اعتماد، معتبر

عبارات و ترکیب‌ها

buildable area

منطقه قابل ساخت

buildable land

زمین قابل ساخت

buildable lot

قطعه زمین قابل ساخت

buildable space

فضای قابل ساخت

buildable site

محل قابل ساخت

buildable footprint

ردپای قابل ساخت

buildable zone

منطقه قابل ساخت

buildable parcel

قطعه زمین قابل ساخت

buildable property

ملکیت قابل ساخت

buildable design

طراحی قابل ساخت

جملات نمونه

the land is buildable for residential homes.

زمین برای ساخت خانه‌های مسکونی قابل ساخت است.

we need to check if the site is buildable.

ما باید بررسی کنیم که آیا سایت قابل ساخت است.

they have a buildable plan for the new park.

آنها یک طرح قابل ساخت برای پارک جدید دارند.

the zoning laws determine if the area is buildable.

قوانین منطقه بندی تعیین می کنند که آیا منطقه قابل ساخت است.

he found a buildable lot in the city.

او یک قطعه زمین قابل ساخت در شهر پیدا کرد.

the architect presented a buildable design.

معمار یک طرح قابل ساخت ارائه داد.

is this property buildable according to regulations?

آیا این ملک طبق مقررات قابل ساخت است؟

they are looking for buildable properties in the area.

آنها به دنبال املاک قابل ساخت در این منطقه هستند.

we need to assess the buildable potential of the land.

ما باید پتانسیل قابل ساخت زمین را ارزیابی کنیم.

finding a buildable site can be challenging.

پیدا کردن یک سایت قابل ساخت می تواند چالش برانگیز باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید