producible

[ایالات متحده]/prəˈdjuːsəbl/
[بریتانیا]/prəˈduːsəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل تولید یا ایجاد؛ قابل اجرا یا نمایش؛ قابل گسترش

عبارات و ترکیب‌ها

producible results

نتایج قابل تولید

easily producible

به راحتی قابل تولید

producible goods

کالا‌های قابل تولید

producible data

داده‌های قابل تولید

producible materials

مواد قابل تولید

producible outcomes

نتایج قابل تولید

producible products

محصولات قابل تولید

producible designs

طرح‌های قابل تولید

readily producible

به راحتی قابل تولید

producible solutions

راه حل‌های قابل تولید

جملات نمونه

the product is easily producible in large quantities.

محصول به راحتی در مقادیر زیاد قابل تولید است.

we need to ensure that the materials are producible within our budget.

ما باید اطمینان حاصل کنیم که مواد در بودجه ما قابل تولید هستند.

only items that are producible can be included in the inventory.

فقط اقلامی که قابل تولید هستند می توانند در موجودی گنجانده شوند.

the design must be simple and producible.

طراحی باید ساده و قابل تولید باشد.

they are working on making the process more easily producible.

آنها در حال کار برای آسان تر کردن فرآیند تولید هستند.

new technologies can make certain goods more producible.

فناوری های جدید می توانند تولید برخی از کالاها را آسان تر کنند.

we focus on creating products that are sustainably producible.

ما بر ایجاد محصولاتی تمرکز می کنیم که به طور پایدار قابل تولید باشند.

producible designs can lead to greater efficiency.

طراحی های قابل تولید می تواند منجر به افزایش کارایی شود.

it's important to identify what is producible within the timeframe.

شناسایی آنچه در بازه زمانی قابل تولید است مهم است.

the team evaluated which prototypes were producible at scale.

تیم ارزیابی کرد که کدام نمونه اولیه ها در مقیاس بزرگ قابل تولید هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید