fabulist

[ایالات متحده]/ˈfæbjʊlɪst/
[بریتانیا]/ˈfæbjəlɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که افسانه‌ها یا داستان‌ها را می‌گوید، اغلب با درس اخلاقی؛ شخصی که دروغ می‌گوید یا داستان‌ها را جعل می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

fabulist tale

داستان‌پردازی

fabulist narrative

گزارش داستان‌پردازی

fabulist character

شخصیت داستان‌پردازی

fabulist writer

نویسنده داستان‌پردازی

fabulist story

داستان داستان‌پردازی

fabulist approach

رویکرد داستان‌پردازی

fabulist style

سبک داستان‌پردازی

fabulist vision

چشم‌انداز داستان‌پردازی

fabulist theme

موضوع داستان‌پردازی

fabulist legend

افسانه داستان‌پردازی

جملات نمونه

the fabulist spun tales that captivated the audience.

راویان داستان، داستان‌هایی بافته بودند که مخاطبان را مجذوب خود می‌کرد.

as a fabulist, he often exaggerated the truth.

به عنوان یک راوی داستان، او اغلب حقیقت را اغراق می‌کرد.

her reputation as a fabulist made people question her stories.

شهرت او به عنوان یک راوی داستان باعث می‌شد مردم داستان‌هایش را زیر سوال ببرند.

the fabulist's imagination knew no bounds.

خلاقیت راوی داستان حد و مرزی نمی‌شناخت.

he was labeled a fabulist after his tall tales were exposed.

پس از اینکه داستان‌های دروغینش فاش شد، او به عنوان یک راوی داستان شناخته شد.

the fabulist's stories often contained moral lessons.

داستان‌های راوی داستان اغلب شامل درس‌های اخلاقی بودند.

many children enjoy the stories of the fabulist.

بسیاری از کودکان از داستان‌های راوی داستان لذت می‌برند.

being a fabulist can lead to both fame and skepticism.

بودن یک راوی داستان می‌تواند منجر به شهرت و شک و تردید شود.

the fabulist's clever twists kept readers engaged.

پیچش‌های هوشمندانه راوی داستان خوانندگان را درگیر می‌کرد.

in literature, the fabulist often serves a unique role.

در ادبیات، راوی داستان اغلب نقش منحصر به فردی ایفا می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید