mythmaker

[ایالات متحده]/ˈmɪθˌmeɪ.kər/
[بریتانیا]/ˈmɪθˌmeɪ.kɚ/

ترجمه

n. کسی که افسانه‌ها یا داستان‌های خیالی خلق می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

mythmaker role

نقش آفرین

mythmaker story

داستان آفرین

mythmaker legend

افسانه ساز

mythmaker figure

شخصیت آفرین

mythmaker concept

ایده آفرین

mythmaker narrative

گزارشگر داستان

mythmaker tradition

آدماور ساز

mythmaker identity

هویت آفرین

mythmaker archetype

نماد آفرین

mythmaker influence

تاثیرگذار

جملات نمونه

the mythmaker created stories that captivated the audience.

ساختارگر اسطوره‌ها داستان‌هایی ساخت که مخاطبان را مجذوب خود کرد.

as a mythmaker, he wove tales of heroism and adventure.

به عنوان یک ساختارگر اسطوره، او داستان‌هایی درباره قهرمانی و ماجراجویی بافت.

the mythmaker's influence can be seen in modern literature.

تاثیرگذار بودن ساختارگر اسطوره در ادبیات مدرن قابل مشاهده است.

she was known as a mythmaker, crafting legends from history.

او به عنوان یک ساختارگر اسطوره شناخته می‌شد، افسانه‌ها را از تاریخ می‌ساخت.

every culture has its own mythmaker to explain the unknown.

هر فرهنگی ساختارگر اسطوره‌ی خود را برای توضیح ناشناخته‌ها دارد.

the mythmaker used symbolism to convey deeper meanings.

ساختارگر اسطوره از نمادگرایی برای انتقال معانی عمیق‌تر استفاده کرد.

in his role as a mythmaker, he challenged societal norms.

در نقش یک ساختارگر اسطوره، او هنجارهای اجتماعی را به چالش کشید.

the mythmaker's tales often reflect cultural values.

داستان‌های ساختارگر اسطوره اغلب بازتاب‌دهنده ارزش‌های فرهنگی هستند.

being a mythmaker requires creativity and imagination.

ساختارگر اسطوره بودن نیازمند خلاقیت و تصور است.

the mythmaker's work inspired generations of storytellers.

کار ساختارگر اسطوره نسل‌های داستان‌سرایان را الهام بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید