facist

[ایالات متحده]/ˈfæʃɪst/
[بریتانیا]/ˈfæʃɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به فاشیسم یا یک فاشیست؛ حامی گرایش اوتوریتاریان
n. شخصی که فاشیسم را حمایت می‌کند یا گرایش فاشیستی را دنبال می‌کند
n. (تاریخی) عضو یک سازمان یا جنبش فاشیستی
شکل‌های واژه
جمعfacists

جملات نمونه

the fascist regime suppressed all political opposition through violence and intimidation.

制度 فاشیستی تمام مخالفت‌های سیاسی را از طریق خشونت و تهدید سرکوب کرد.

historians study how fascist ideology spread throughout europe during the 1930s.

تاریخ‌دانان مطالعه می‌کنند که چگونه ایدئولوژی فاشیستی در طول اروپا در دهه 1930 پراکنده شد.

the country fell under a brutal fascist dictatorship that lasted for decades.

کشور تحت یک رژیم دیکتاتوری فاشیستی خشن قرار گرفت که برای دهه‌ها ادامه یافت.

many citizens suffered under the harsh fascist policies imposed by the government.

بسیاری از شهروندان تحت سیاست‌های فاشیستی سخت‌گیرانه‌ای که توسط دولت اعمال شدند، رنج بردند.

allied forces liberating the occupied territories encountered fierce fascist resistance.

نیروهای متفقه که مناطق اشغال‌شده را آزاد می‌کردند، مقاومت فاشیستی شدیدی را مواجه شدند.

the fascist state controlled every aspect of daily life through surveillance and fear.

دولت فاشیستی از طریق نظارت و страх تمام جنبه‌های زندگی روزمره را کنترل می‌کرد.

rise of fascist movements in the 1920s and 1930s threatened democratic institutions worldwide.

ظهور حرکت‌های فاشیستی در دهه‌های 1920 و 1930 نهادهای دموکراتیک جهان را تهدید کرد.

warning signs of fascist tendencies should never be ignored by democratic societies.

نمودارهای هشدار دهنده‌ای که نشان‌دهنده تمایل به فاشیسم هستند، باید توسط جامعه‌های دموکراتیک هرگز نادیده گرفته نشوند.

young people were indoctrinated through aggressive fascist propaganda in schools.

نوجوانان از طریق تبلیغات فاشیستی خشن در مدارس تعلیم دیده شدند.

the fascist leader delivered passionate speeches that mobilized masses into violent action.

رهبر فاشیستی سخنرانی‌های شدید احساسی را ارائه کرد که جمع‌های زیادی را به اقدامات خشونت‌آمیز تحریک کرد.

secret police enforced the fascist government's will through systematic terror and arrests.

پلیس سرکه‌ای از طریق ترس سیستماتیک و بازداشت‌ها، اراده دولت فاشیستی را اجرا کرد.

families of fascist sympathizers often refuse to acknowledge their relatives' dark political past.

خانواده‌های افرادی که به فاشیسم متعهد بودند، اغلب از اعتراف به گذشته سیاسی تاریک نزدیکانشان پرهیز می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید