facsimile

[ایالات متحده]/fæk'sɪmɪlɪ/
[بریتانیا]/fæk'sɪməli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نسخه یا کپی از متن، تصاویر و غیره؛ یک فکس.

عبارات و ترکیب‌ها

in facsimile

به صورت نمادین

facsimile transmission

ارسال نمادین

facsimile machine

دستگاه نمادین

جملات نمونه

This a facsimile edition of an eighteenth century book.

این یک نسخه بازسازی از یک کتاب قرن هجدهم است.

the ride was facsimiled for another theme park.

سوارکاری برای یک پارک موضوعی دیگر تقلید شد.

i) by telecopy or facsimile transmission,with a confirmation of transmission;

i) از طریق نمابر یا تلکس، با تایید ارسال;

The idea for a facsimile transmission was first proposed by Scottish clockmaker Alexander Bain in 1843.

ایده انتقال تصویر از راه دور در ابتدا توسط الکساندر بین، ساعت‌ساز اسکاتلندی، در سال 1843 پیشنهاد شد.

i) if delivered by telecopy or facsimile transmission,on the date shown on the confirmation of transmission;

i) در صورت ارسال از طریق نمابر یا تلکس، در تاریخی که در تاییدیه ارسال ذکر شده است;

Be used widely as heater parts in various machine devices ,such as plastic press,duplicato, printer,facsimile printer,etc.

به طور گسترده به عنوان قطعات گرمایشی در دستگاه های مختلف مکانیکی، مانند دستگاه پرس پلاستیک، تکثیر، چاپگر، چاپگر نمادگرایانه و غیره استفاده شود.

Either party may demonstrate its execution or acceptance of this Agreement by facsimile transmitted via telecopier showing the transmitting parties' signature thereon.

هر یک از طرفین می تواند اجرای یا پذیرش این توافقنامه را از طریق نمادگرایی که از طریق نمادگرایانه ارسال شده و امضای طرفین ارسال کننده را نشان می دهد، نشان دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید