factory-made goods
کالاهای تولیدی کارخانه
factory-made item
قطعه تولیدی کارخانه
being factory-made
در حال تولید در کارخانه
factory-made quality
کیفیت تولیدی کارخانه
factory-made parts
قطعات تولیدی کارخانه
factory-made furniture
مبلمان تولیدی کارخانه
factory-made toys
اسباببازیهای تولیدی کارخانه
factory-made clothes
لباسهای تولیدی کارخانه
was factory-made
توسط کارخانه تولید شده بود
factory-made design
طراحی تولیدی کارخانه
the factory-made toys were surprisingly durable.
اسباببازیهای تولیدی کارخانه بهطور غیرمنتظرهای بادوام بودند.
we prefer handcrafted goods over factory-made items.
ما ترجیح میدهیم کالاهای دستساز را نسبت به محصولات تولیدی کارخانه بخریم.
the factory-made furniture was affordable and stylish.
مبلمان تولیدی کارخانه مقرونبهصرفه و شیک بود.
the company switched from factory-made parts to custom designs.
شرکت از قطعات تولیدی کارخانه به طرحهای سفارشی تغییر داد.
the factory-made clothing lacked the quality of bespoke tailoring.
لباسهای تولیدی کارخانه فاقد کیفیت خیاطی سفارشی بودند.
they mass-produced the product in a large factory-made facility.
آنها محصول را در یک کارخانه بزرگ و تولیدی به صورت انبوه تولید کردند.
the factory-made components were standardized for easy assembly.
قطعات تولیدی کارخانه برای مونتاژ آسان استاندارد شده بودند.
the restaurant used factory-made pasta for their daily specials.
رستوران از پاستای تولیدی کارخانه برای غذای ویژه روزانه خود استفاده میکرد.
the factory-made chocolates were a popular christmas gift.
شکلاتهای تولیدی کارخانه یک هدیه کریسمس محبوب بودند.
the artist sought alternatives to factory-made materials.
هنرمند به دنبال جایگزینی برای مواد تولیدی کارخانه بود.
the factory-made widgets were shipped directly to retailers.
قطعات کوچک تولیدی کارخانه مستقیماً به خردهفروشان ارسال شدند.
factory-made goods
کالاهای تولیدی کارخانه
factory-made item
قطعه تولیدی کارخانه
being factory-made
در حال تولید در کارخانه
factory-made quality
کیفیت تولیدی کارخانه
factory-made parts
قطعات تولیدی کارخانه
factory-made furniture
مبلمان تولیدی کارخانه
factory-made toys
اسباببازیهای تولیدی کارخانه
factory-made clothes
لباسهای تولیدی کارخانه
was factory-made
توسط کارخانه تولید شده بود
factory-made design
طراحی تولیدی کارخانه
the factory-made toys were surprisingly durable.
اسباببازیهای تولیدی کارخانه بهطور غیرمنتظرهای بادوام بودند.
we prefer handcrafted goods over factory-made items.
ما ترجیح میدهیم کالاهای دستساز را نسبت به محصولات تولیدی کارخانه بخریم.
the factory-made furniture was affordable and stylish.
مبلمان تولیدی کارخانه مقرونبهصرفه و شیک بود.
the company switched from factory-made parts to custom designs.
شرکت از قطعات تولیدی کارخانه به طرحهای سفارشی تغییر داد.
the factory-made clothing lacked the quality of bespoke tailoring.
لباسهای تولیدی کارخانه فاقد کیفیت خیاطی سفارشی بودند.
they mass-produced the product in a large factory-made facility.
آنها محصول را در یک کارخانه بزرگ و تولیدی به صورت انبوه تولید کردند.
the factory-made components were standardized for easy assembly.
قطعات تولیدی کارخانه برای مونتاژ آسان استاندارد شده بودند.
the restaurant used factory-made pasta for their daily specials.
رستوران از پاستای تولیدی کارخانه برای غذای ویژه روزانه خود استفاده میکرد.
the factory-made chocolates were a popular christmas gift.
شکلاتهای تولیدی کارخانه یک هدیه کریسمس محبوب بودند.
the artist sought alternatives to factory-made materials.
هنرمند به دنبال جایگزینی برای مواد تولیدی کارخانه بود.
the factory-made widgets were shipped directly to retailers.
قطعات کوچک تولیدی کارخانه مستقیماً به خردهفروشان ارسال شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید