fagging out
بیرون رفتن
fagging around
چرخیدن
fagging off
خاموش کردن
fagging it
انجام دادن آن
fagging hard
سخت انجام دادن
fagging like
مانند
fagging away
دور کردن
fagging behind
عقب ماندن
fagging together
با هم انجام دادن
fagging it out
بیرون انجام دادن آن
he spent the day fagging around the house, avoiding his chores.
او روز را با تنبلی در خانه گذراند و از انجام کارهای خود اجتناب کرد.
fagging for hours can be exhausting, but it's often necessary.
ساعات طولانی تنبلی کردن میتواند خستهکننده باشد، اما اغلب ضروری است.
she was fagging for her final exams, trying to cover all the material.
او برای امتحان نهایی خود تنبلی میکرد و سعی میکرد تمام مطالب را پوشش دهد.
after fagging all week, he finally took a break on the weekend.
بعد از یک هفته تنبلی، او بالاخره آخر هفته استراحت کرد.
fagging in the library is a common sight during exam season.
تنبلی در کتابخانه در فصل امتحانات یک منظره رایج است.
they were fagging about the city, looking for the best restaurants.
آنها در شهر تنبلی میکردند و به دنبال بهترین رستورانها میگشتند.
fagging around with friends is a great way to unwind.
تنبلی کردن با دوستان یک راه عالی برای آرامش است.
he spent the afternoon fagging with his dog at the park.
او بعد از ظهر را با تنبلی با سگش در پارک گذراند.
fagging in the kitchen can be therapeutic for some people.
تنبلی در آشپزخانه میتواند برای برخی افراد درمانی باشد.
she prefers fagging in her garden rather than staying indoors.
او ترجیح میدهد در باغ خود تنبلی کند تا در داخل خانه بماند.
fagging out
بیرون رفتن
fagging around
چرخیدن
fagging off
خاموش کردن
fagging it
انجام دادن آن
fagging hard
سخت انجام دادن
fagging like
مانند
fagging away
دور کردن
fagging behind
عقب ماندن
fagging together
با هم انجام دادن
fagging it out
بیرون انجام دادن آن
he spent the day fagging around the house, avoiding his chores.
او روز را با تنبلی در خانه گذراند و از انجام کارهای خود اجتناب کرد.
fagging for hours can be exhausting, but it's often necessary.
ساعات طولانی تنبلی کردن میتواند خستهکننده باشد، اما اغلب ضروری است.
she was fagging for her final exams, trying to cover all the material.
او برای امتحان نهایی خود تنبلی میکرد و سعی میکرد تمام مطالب را پوشش دهد.
after fagging all week, he finally took a break on the weekend.
بعد از یک هفته تنبلی، او بالاخره آخر هفته استراحت کرد.
fagging in the library is a common sight during exam season.
تنبلی در کتابخانه در فصل امتحانات یک منظره رایج است.
they were fagging about the city, looking for the best restaurants.
آنها در شهر تنبلی میکردند و به دنبال بهترین رستورانها میگشتند.
fagging around with friends is a great way to unwind.
تنبلی کردن با دوستان یک راه عالی برای آرامش است.
he spent the afternoon fagging with his dog at the park.
او بعد از ظهر را با تنبلی با سگش در پارک گذراند.
fagging in the kitchen can be therapeutic for some people.
تنبلی در آشپزخانه میتواند برای برخی افراد درمانی باشد.
she prefers fagging in her garden rather than staying indoors.
او ترجیح میدهد در باغ خود تنبلی کند تا در داخل خانه بماند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید