fagging

[ایالات متحده]/ˈfæɡɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfæɡɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پوشش عایق

عبارات و ترکیب‌ها

fagging out

بیرون رفتن

fagging around

چرخیدن

fagging off

خاموش کردن

fagging it

انجام دادن آن

fagging hard

سخت انجام دادن

fagging like

مانند

fagging away

دور کردن

fagging behind

عقب ماندن

fagging together

با هم انجام دادن

fagging it out

بیرون انجام دادن آن

جملات نمونه

he spent the day fagging around the house, avoiding his chores.

او روز را با تنبلی در خانه گذراند و از انجام کارهای خود اجتناب کرد.

fagging for hours can be exhausting, but it's often necessary.

ساعات طولانی تنبلی کردن می‌تواند خسته‌کننده باشد، اما اغلب ضروری است.

she was fagging for her final exams, trying to cover all the material.

او برای امتحان نهایی خود تنبلی می‌کرد و سعی می‌کرد تمام مطالب را پوشش دهد.

after fagging all week, he finally took a break on the weekend.

بعد از یک هفته تنبلی، او بالاخره آخر هفته استراحت کرد.

fagging in the library is a common sight during exam season.

تنبلی در کتابخانه در فصل امتحانات یک منظره رایج است.

they were fagging about the city, looking for the best restaurants.

آنها در شهر تنبلی می‌کردند و به دنبال بهترین رستوران‌ها می‌گشتند.

fagging around with friends is a great way to unwind.

تنبلی کردن با دوستان یک راه عالی برای آرامش است.

he spent the afternoon fagging with his dog at the park.

او بعد از ظهر را با تنبلی با سگش در پارک گذراند.

fagging in the kitchen can be therapeutic for some people.

تنبلی در آشپزخانه می‌تواند برای برخی افراد درمانی باشد.

she prefers fagging in her garden rather than staying indoors.

او ترجیح می‌دهد در باغ خود تنبلی کند تا در داخل خانه بماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید