fagoting

[ایالات متحده]/ˈfæɡətɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfæɡətɪŋ/

ترجمه

n. یک تکنیک از گلدوزی یا بافت توری که شامل نخ‌های کشیده شده است؛ پوشش یک دسته از چوب‌ها یا شاخه‌ها
v. به یک دسته بستن
Word Forms
جمعfagotings

عبارات و ترکیب‌ها

fagoting stitch

دوخت فیگوتی

fagoting technique

تکنیک فیگوتی

fagoting pattern

الگوی فیگوتی

fagoting edge

لبه فیگوتی

fagoting fabric

پارچه فیگوتی

fagoting detail

جزئیات فیگوتی

fagoting design

طراحی فیگوتی

fagoting method

روش فیگوتی

fagoting trim

نوار فیگوتی

fagoting work

کار فیگوتی

جملات نمونه

fagoting is often used in decorative sewing.

فَگوتینگ اغلب در دوخت تزئینی استفاده می‌شود.

she learned the technique of fagoting to enhance her embroidery.

او تکنیک فگوتینگ را برای ارتقای گلدوزی خود یاد گرفت.

fagoting can add a unique touch to handmade garments.

فگوتینگ می‌تواند یک حس خاص و منحصر به فرد به لباس‌های دست‌ساز اضافه کند.

many fashion designers incorporate fagoting into their collections.

بسیاری از طراحان مد فگوتینگ را در مجموعه های خود گنجانده اند.

fagoting is a great way to finish the edges of fabric.

فگوتینگ راهی عالی برای پرداخت لبه های پارچه است.

she used fagoting to create a beautiful lace effect.

او از فگوتینگ برای ایجاد یک جلوه توری زیبا استفاده کرد.

fagoting requires precision and attention to detail.

فگوتینگ نیاز به دقت و توجه به جزئیات دارد.

he taught his students the art of fagoting during the workshop.

او هنر فگوتینگ را در طول کارگاه به دانش آموزان خود آموزش داد.

fagoting is popular in both traditional and modern textiles.

فگوتینگ در هر دو منسوجات سنتی و مدرن محبوب است.

using fagoting can elevate the overall design of the project.

استفاده از فگوتینگ می تواند طراحی کلی پروژه را ارتقا دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید