fagotings

[ایالات متحده]/ˈfæɡətɪŋz/
[بریتانیا]/ˈfæɡətɪŋz/

ترجمه

n. روشی برای کشیدن نخ‌ها از طریق پارچه؛ دسته‌های چوب یا شاخه‌ها
v. برای بسته‌بندی یا گره زدن با هم

عبارات و ترکیب‌ها

fagotings are fun

تفنگ‌نویسی سرگرم‌کننده است

enjoying fagotings

لذت بردن از تفنگ‌نویسی

fagotings for everyone

تفنگ‌نویسی برای همه

fagotings and laughter

تفنگ‌نویسی و خنده

fagotings are great

تفنگ‌نویسی عالی است

try fagotings today

امروز تفنگ‌نویسی را امتحان کنید

fagotings with friends

تفنگ‌نویسی با دوستان

fagotings for fun

تفنگ‌نویسی برای سرگرمی

fagotings all around

تفنگ‌نویسی در همه جا

fagotings are awesome

تفنگ‌نویسی فوق‌العاده است

جملات نمونه

fagotings are often used in traditional music.

فagotings اغلب در موسیقی سنتی استفاده می‌شوند.

many musicians prefer playing with fagotings.

بسیاری از نوازندگان ترجیح می‌دهند با fagotings بنوازند.

fagotings create a unique sound in orchestras.

fagotings صدایی منحصر به فرد در ارکسترها ایجاد می‌کنند.

learning to play fagotings requires practice.

یادگیری نواختن fagotings نیاز به تمرین دارد.

fagotings can be found in various music genres.

می‌توان fagotings را در ژانرهای مختلف موسیقی یافت.

she has a collection of vintage fagotings.

او مجموعه‌ای از fagotings قدیمی دارد.

fagotings are essential for many folk songs.

fagotings برای بسیاری از آهنگ‌های محلی ضروری هستند.

he enjoys composing music with fagotings.

او از آهنگسازی با fagotings لذت می‌برد.

fagotings add depth to the musical arrangement.

fagotings عمق به تنظیم موسیقی اضافه می‌کند.

attending a concert featuring fagotings was thrilling.

حضور در یک کنسرت با fagotings هیجان‌انگیز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید