she faints
او بیهوش میشود
he faints
او بیهوش میشود
faints easily
به راحتی بیهوش میشود
faints from shock
به دلیل شوک بیهوش میشود
she never faints
او هرگز بیهوش نمیشود
faints in class
در کلاس بیهوش میشود
faints on stage
روی صحنه بیهوش میشود
faints during exams
در حین امتحان بیهوش میشود
faints from fear
به دلیل ترس بیهوش میشود
faints at sight
در نگاه اول بیهوش میشود
she faints at the sight of blood.
او در دیدن خون بیهوش میشود.
he faints from the heat during summer.
او در اثر گرما در طول تابستان بیهوش میشود.
the child faints when he gets too excited.
کودک وقتی بیش از حد هیجانزده میشود، بیهوش میشود.
she faints after running a marathon.
او پس از دویدن ماراتن بیهوش میشود.
he faints whenever he sees a spider.
او هر وقت یک عنکبوت میبیند، بیهوش میشود.
she faints from exhaustion after the long hike.
او پس از پیادهروی طولانی از فرط خستگی بیهوش میشود.
the patient faints during the medical procedure.
بیمار در طول روش پزشکی بیهوش میشود.
he faints due to low blood sugar.
او به دلیل قند خون پایین بیهوش میشود.
she faints at the thought of public speaking.
او با فکر کردن به سخنرانی در جمع بیهوش میشود.
he faints because of the overwhelming stress.
او به دلیل استرس بیش از حد بیهوش میشود.
she faints
او بیهوش میشود
he faints
او بیهوش میشود
faints easily
به راحتی بیهوش میشود
faints from shock
به دلیل شوک بیهوش میشود
she never faints
او هرگز بیهوش نمیشود
faints in class
در کلاس بیهوش میشود
faints on stage
روی صحنه بیهوش میشود
faints during exams
در حین امتحان بیهوش میشود
faints from fear
به دلیل ترس بیهوش میشود
faints at sight
در نگاه اول بیهوش میشود
she faints at the sight of blood.
او در دیدن خون بیهوش میشود.
he faints from the heat during summer.
او در اثر گرما در طول تابستان بیهوش میشود.
the child faints when he gets too excited.
کودک وقتی بیش از حد هیجانزده میشود، بیهوش میشود.
she faints after running a marathon.
او پس از دویدن ماراتن بیهوش میشود.
he faints whenever he sees a spider.
او هر وقت یک عنکبوت میبیند، بیهوش میشود.
she faints from exhaustion after the long hike.
او پس از پیادهروی طولانی از فرط خستگی بیهوش میشود.
the patient faints during the medical procedure.
بیمار در طول روش پزشکی بیهوش میشود.
he faints due to low blood sugar.
او به دلیل قند خون پایین بیهوش میشود.
she faints at the thought of public speaking.
او با فکر کردن به سخنرانی در جمع بیهوش میشود.
he faints because of the overwhelming stress.
او به دلیل استرس بیش از حد بیهوش میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید