fairgrounds

[ایالات متحده]/ˈfɛəɡraʊndz/
[بریتانیا]/ˈfɛrˌɡraʊndz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منطقه باز برای سرگرمی و رویدادهای عمومی

عبارات و ترکیب‌ها

fairgrounds ride

قطارک سواری در نمایشگاه

fairgrounds food

غذاهای نمایشگاه

fairgrounds games

بازی‌های نمایشگاه

fairgrounds attractions

جاذبه‌های نمایشگاه

fairgrounds event

رویداد نمایشگاه

fairgrounds tickets

بلیط‌های نمایشگاه

fairgrounds area

فضای نمایشگاه

fairgrounds entertainment

سرگرمی‌های نمایشگاه

fairgrounds layout

چیدمان نمایشگاه

fairgrounds festival

جشنواره نمایشگاه

جملات نمونه

the fairgrounds were filled with laughter and joy.

زمین نمایشگاه پر از خنده و شادی بود.

we spent the day exploring the fairgrounds.

ما روز را در حال گشت و گذار در زمین نمایشگاه گذراندیم.

the fairgrounds host various events throughout the year.

زمین نمایشگاه در طول سال میزبان رویدادهای مختلف است.

children love the rides at the fairgrounds.

کودکان عاشق سواری در زمین نمایشگاه هستند.

the fairgrounds are a popular spot for families.

زمین نمایشگاه یک مکان محبوب برای خانواده ها است.

food stalls line the fairgrounds, offering delicious treats.

غذاها در امتداد زمین نمایشگاه قرار دارند و خوراکی های خوشمزه ارائه می دهند.

every summer, the fairgrounds come alive with activities.

هر تابستان، زمین نمایشگاه با فعالیت ها زنده می شود.

we watched the fireworks display at the fairgrounds.

ما نمایش آتش بازی را در زمین نمایشگاه تماشا کردیم.

the fairgrounds are beautifully decorated for the festival.

زمین نمایشگاه به زیبایی برای جشنواره تزئین شده است.

visitors flock to the fairgrounds for the annual carnival.

بازدیدکنندگان برای کارناوال سالانه به زمین نمایشگاه هجوم می آورند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید