famously

[ایالات متحده]/ˈfeɪməsli:/
[بریتانیا]/'feməsli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور گسترده شناخته شده; به شیوه ای هماهنگ

جملات نمونه

He famously won the Nobel Prize in Literature.

او به طور مشهور برنده جایزه نوبل ادبیات شد.

She famously starred in the blockbuster movie.

او به طور مشهور در فیلم پرفروش نقش‌آفرینی کرد.

The restaurant is famously known for its delicious pizza.

رستوران به طور مشهور به خاطر پیتزای خوشمزه‌اش معروف است.

He famously broke the world record in the 100m sprint.

او به طور مشهور رکورد جهانی را در دوی 100 متر شکست.

The singer famously performed at the Super Bowl halftime show.

خواننده به طور مشهور در برنامه نیمه وقت سوپر بول اجرا کرد.

The author famously wrote a best-selling novel.

نویسنده به طور مشهور رمان پرفروش‌اش را نوشت.

The museum is famously home to priceless artifacts.

موزه به طور مشهور محل نگهداری آثار با ارزش است.

The city is famously known for its historic landmarks.

شهر به طور مشهور به خاطر بناهای تاریخی‌اش معروف است.

She famously climbed Mount Everest.

او به طور مشهور اورست را فتح کرد.

The designer famously launched a new fashion line.

طراح به طور مشهور خط تولید مد جدیدی را راه اندازی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید