She is fanatically devoted to her favorite band.
او به طور متعصبانه به گروه مورد علاقه خود علاقه مند است.
He is fanatically obsessed with collecting vintage cars.
او به طور وسواس گونه به جمع آوری اتومبیل های قدیمی علاقه دارد.
The group of fans cheered fanatically for their team.
گروه طرفداران به طور متعصبانه برای تیم خود تشویق کردند.
He is fanatically dedicated to his fitness routine.
او به طور متعصبانه به برنامه تناسب اندام خود اختصاص داده است.
She is fanatically passionate about protecting the environment.
او به طور متعصبانه نسبت به محافظت از محیط زیست مشتاق است.
The chef fanatically pursues perfection in every dish he creates.
سرآشپز به طور متعصبانه به دنبال کمال در هر غذایی که تهیه می کند است.
They fanatically support the idea of equal rights for all.
آنها به طور متعصبانه از ایده حقوق برابر برای همه حمایت می کنند.
The artist works fanatically on his paintings, often losing track of time.
هنرمند به طور متعصبانه روی نقاشی های خود کار می کند و اغلب اوقات فراموش می کند.
She is fanatically determined to succeed in her career.
او به طور متعصبانه مصمم است در حرفه خود موفق شود.
The activist campaigns fanatically for social justice causes.
فعال به طور متعصبانه برای مسائل عدالت اجتماعی کمپین می کند.
They dig so fanatically for one fluffy reason.
آنها به طرز وسواسی برای یک دلیل پشمالو به حفاری میپردازند.
منبع: The mysteries of the EarthShe brought Liz Garrowby up from babyhood and is fanatically maternal about her.
او لیز گاروبرای را از نوزادی بزرگ کرد و به طرز وسواسی نسبت به او احساس مادری میکند.
منبع: A handsome face.Hassan became famous for creating the Order of Assassins: a fanatically devoted group of young men known as the fedayeen, " those who sacrifice themselves."
حسن به دلیل ایجاد فرقهی اساسیون مشهور شد: گروهی وسواسی و متعصب از جوانان که به نام فداییان، " کسانی که خود را قربانی میکنند ".
منبع: TED Talks (Video Edition) November 2022 CollectionMonsieur Lepitre, who was fanatically attached to the Bourbons, had had relations with my father at the time when all devoted royalists were endeavoring to bring about the escape of Marie Antoinette from the Temple.
آقای لپیت، که به طرز وسواسی به بوربونها وابسته بود، در زمانی که تمام سلطنتگرایان متعصب در تلاش برای فرار ماری آنتوانت از تِمپل بودند، با پدر من ارتباط داشت.
منبع: Lily of the Valley (Part 1)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید