fancily dressed
آراسته و شیک
fancily decorated
تزئین شده با سلیقه
fancily designed
طراحی شده با سلیقه
fancily arranged
چیده شده با سلیقه
fancily packaged
بسته بندی شده با سلیقه
fancily written
نوشته شده با سلیقه
fancily styled
با سلیقه طراحی شده
fancily presented
ارائه شده با سلیقه
fancily finished
به پایان رسیده با سلیقه
fancily crafted
ساخته شده با سلیقه
she dressed fancily for the gala.
او برای مهمانی شام به طرز شیک و مجلسی لباس پوشید.
he fancily decorated his apartment.
او آپارتمان خود را به طرز شیک و مجلسی تزئین کرد.
they fancily arranged the flowers for the wedding.
آنها گل ها را برای عروسی به طرز شیک و مجلسی مرتب کردند.
the restaurant serves fancily plated dishes.
رستوران غذاهای شیک و مجلسی سرو می کند.
she fancily styled her hair for the party.
او موهای خود را برای مهمانی به طرز شیک و مجلسی مرتب کرد.
he fancily presented his business proposal.
او پیشنهاد تجاری خود را به طرز شیک و مجلسی ارائه داد.
the cake was fancily decorated with flowers.
کیک با گل ها به طرز شیک و مجلسی تزئین شده بود.
they fancily celebrated their anniversary.
آنها سالگرد عروسی خود را به طرز شیک و مجلسی جشن گرفتند.
she fancily wrote her name in calligraphy.
او نام خود را با خوشنویسی به طرز شیک و مجلسی نوشت.
he fancily designed the invitations for the event.
او دعوت نامه ها را برای رویداد به طرز شیک و مجلسی طراحی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید