ornately

[ایالات متحده]/ɔ:'neitli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز افراطی تزئین شده; با زبان پیچیده

جملات نمونه

The ornately decorated ballroom was the perfect setting for the royal banquet.

تالار مجلل و تزیین شده، مکانی مناسب برای ضیافت سلطنتی بود.

She wore an ornately embroidered dress to the gala event.

او یک لباس با تزئینات مجلل به مهمانی شام پوشید.

The ornately carved wooden frame added elegance to the mirror.

قاب چوبی حکاکی شده با طرح‌های مجلل، ظرافت را به آینه اضافه کرد.

The cathedral's ornately painted ceiling depicted scenes from religious texts.

سقف کلیسا با نقاشی‌های مجلل، صحنه‌هایی از متون مذهبی را به تصویر می‌کشید.

The ornately designed chandelier sparkled in the dimly lit room.

چراغ‌دان با طراحی مجلل در اتاق کم‌نور می‌درخشید.

The ornately crafted jewelry caught everyone's attention at the fashion show.

جواهرات با طراحی مجلل، توجه همه را در نمایشگاه مد جلب کرد.

The ornately written calligraphy on the scroll was a work of art.

خطاطی مجلل نوشته شده روی پویشان، یک اثر هنری بود.

The ornately decorated wedding cake was a masterpiece of culinary art.

کیک عروسی با تزئینات مجلل، یک شاهکار هنری آشپزی بود.

The ornately furnished palace reflected the opulence of the royal family.

کاخ با مبلمان مجلل، تجمل خانواده سلطنتی را نشان می‌داد.

The ornately designed garden featured intricate pathways and exotic plants.

باغ با طراحی مجلل دارای مسیرهای پیچیده و گیاهان عجیب و غریب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید