fancy-stitched fabric
پارچهای با دوخت زیباییآمیز
fancy-stitched gown
پوشاک زنانه با دوخت زیباییآمیز
she fancy-stitched
او دوخت زیباییآمیز کرد
fancy-stitched cushions
پوستههای گرد با دوخت زیباییآمیز
fancy-stitched details
جزئیات با دوخت زیباییآمیز
he fancy-stitched it
او آن را با دوخت زیباییآمیز کرد
fancy-stitched border
حاشیهای با دوخت زیباییآمیز
fancy-stitched purse
کیفی با دوخت زیباییآمیز
they fancy-stitched
آنها دوخت زیباییآمیز کردند
fancy-stitched tablecloth
پردهای با دوخت زیباییآمیز
she wore a fancy-stitched silk dress to the gala.
او یک پوشاک از جنس شیش در گالا پوشید.
the quilt featured fancy-stitched floral patterns.
نخود گلهایی با دوخت زیبایی داشت.
he admired the fancy-stitched detailing on the bag.
او جزئیات دوخت زیبایی روی کیف را دوست داشت.
the artisan created a fancy-stitched tapestry for the wall.
هنرمند یک چادر دوخت زیبایی برای دیوار ساخت.
the fancy-stitched gloves were a beautiful accessory.
دستکشهای دوخت زیبایی یک لوازم زیبایی بودند.
the bride's veil had delicate, fancy-stitched lace.
پرده مهربان دوخت زیبایی نخهای نازک داشت.
he showed her a fancy-stitched cushion cover.
او یک پوشش دوخت زیبایی را به او نشان داد.
the fancy-stitched border added elegance to the fabric.
حاشیه دوخت زیبایی زیبایی به پارچه اضافه کرد.
the designer used fancy-stitched techniques for the project.
طراح از فنون دوخت زیبایی برای پروژه استفاده کرد.
the fancy-stitched embroidery was truly remarkable.
خیاطی دوخت زیبایی واقعاً بسیار عالی بود.
she loved the fancy-stitched trim on the curtains.
او از دکمههای دوخت زیبایی روی پردهها عاشق بود.
fancy-stitched fabric
پارچهای با دوخت زیباییآمیز
fancy-stitched gown
پوشاک زنانه با دوخت زیباییآمیز
she fancy-stitched
او دوخت زیباییآمیز کرد
fancy-stitched cushions
پوستههای گرد با دوخت زیباییآمیز
fancy-stitched details
جزئیات با دوخت زیباییآمیز
he fancy-stitched it
او آن را با دوخت زیباییآمیز کرد
fancy-stitched border
حاشیهای با دوخت زیباییآمیز
fancy-stitched purse
کیفی با دوخت زیباییآمیز
they fancy-stitched
آنها دوخت زیباییآمیز کردند
fancy-stitched tablecloth
پردهای با دوخت زیباییآمیز
she wore a fancy-stitched silk dress to the gala.
او یک پوشاک از جنس شیش در گالا پوشید.
the quilt featured fancy-stitched floral patterns.
نخود گلهایی با دوخت زیبایی داشت.
he admired the fancy-stitched detailing on the bag.
او جزئیات دوخت زیبایی روی کیف را دوست داشت.
the artisan created a fancy-stitched tapestry for the wall.
هنرمند یک چادر دوخت زیبایی برای دیوار ساخت.
the fancy-stitched gloves were a beautiful accessory.
دستکشهای دوخت زیبایی یک لوازم زیبایی بودند.
the bride's veil had delicate, fancy-stitched lace.
پرده مهربان دوخت زیبایی نخهای نازک داشت.
he showed her a fancy-stitched cushion cover.
او یک پوشش دوخت زیبایی را به او نشان داد.
the fancy-stitched border added elegance to the fabric.
حاشیه دوخت زیبایی زیبایی به پارچه اضافه کرد.
the designer used fancy-stitched techniques for the project.
طراح از فنون دوخت زیبایی برای پروژه استفاده کرد.
the fancy-stitched embroidery was truly remarkable.
خیاطی دوخت زیبایی واقعاً بسیار عالی بود.
she loved the fancy-stitched trim on the curtains.
او از دکمههای دوخت زیبایی روی پردهها عاشق بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید