fandom

[ایالات متحده]/ˈfændəm/
[بریتانیا]/ˈfændəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جامعه‌ای از طرفداران یا علاقه‌مندان به یک موضوع خاص، مانند یک ورزش یا فیلم

عبارات و ترکیب‌ها

fan culture fandom

فرهنگ طرفداران، طرفداری

fandom community

جامعه طرفداران

fandom events

رویدادهای طرفداران

fandom merchandise

کالاها و محصولات طرفداران

fandom identity

هویت طرفداران

fandom activities

فعالیت‌های طرفداران

fandom discussions

بحث و گفتگوهای طرفداران

fandom trends

ترندهای طرفداران

fandom influencers

تاثیرگذاران طرفداران

fandom representation

بازنمایی طرفداران

جملات نمونه

her fandom for the series is unmatched.

طرفداران او برای این مجموعه بی‌نظیر است.

the fandom organized a charity event.

گروه طرفداران یک رویداد خیریه ترتیب دادند.

he gained fame within the fandom.

او شهرت خود را در میان طرفداران به دست آورد.

fandom can create a strong sense of community.

طرفداران می‌توانند یک حس قوی از جامعه ایجاد کنند.

many artists engage with their fandom online.

بسیاری از هنرمندان به صورت آنلاین با طرفداران خود تعامل دارند.

the fandom is known for its creativity.

طرفداران به دلیل خلاقیت خود شناخته می‌شوند.

fandom can sometimes lead to intense debates.

طرفداران گاهی اوقات می‌توانند منجر به بحث‌های شدید شوند.

she writes fan fiction for her favorite fandom.

او داستان‌های طرفداران را برای مجموعه مورد علاقه خود می‌نویسد.

the fandom celebrated the show's anniversary.

طرفداران سالگرد برنامه را جشن گرفتند.

fandom often influences popular culture.

طرفداران اغلب فرهنگ عامه را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید