fan culture fandom
فرهنگ طرفداران، طرفداری
fandom community
جامعه طرفداران
fandom events
رویدادهای طرفداران
fandom merchandise
کالاها و محصولات طرفداران
fandom identity
هویت طرفداران
fandom activities
فعالیتهای طرفداران
fandom discussions
بحث و گفتگوهای طرفداران
fandom trends
ترندهای طرفداران
fandom influencers
تاثیرگذاران طرفداران
fandom representation
بازنمایی طرفداران
her fandom for the series is unmatched.
طرفداران او برای این مجموعه بینظیر است.
the fandom organized a charity event.
گروه طرفداران یک رویداد خیریه ترتیب دادند.
he gained fame within the fandom.
او شهرت خود را در میان طرفداران به دست آورد.
fandom can create a strong sense of community.
طرفداران میتوانند یک حس قوی از جامعه ایجاد کنند.
many artists engage with their fandom online.
بسیاری از هنرمندان به صورت آنلاین با طرفداران خود تعامل دارند.
the fandom is known for its creativity.
طرفداران به دلیل خلاقیت خود شناخته میشوند.
fandom can sometimes lead to intense debates.
طرفداران گاهی اوقات میتوانند منجر به بحثهای شدید شوند.
she writes fan fiction for her favorite fandom.
او داستانهای طرفداران را برای مجموعه مورد علاقه خود مینویسد.
the fandom celebrated the show's anniversary.
طرفداران سالگرد برنامه را جشن گرفتند.
fandom often influences popular culture.
طرفداران اغلب فرهنگ عامه را تحت تأثیر قرار میدهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید