farias

[ایالات متحده]/ˈfɑːriəz/
[بریتانیا]/ˈfɑriəz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع faria (یک کیست کوچک)؛ یک نام خانوادگی از مبدأ پرتغالی یا اسپانیایی.

عبارات و ترکیب‌ها

farias syndrome

سندروم فاریاس

farias variant

واژه‌نامه فاریاس

farias method

روش فاریاس

farias group

گروه فاریاس

farias family

خانواده فاریاس

farias algorithm

الگوریتم فاریاس

farias model

مدل فاریاس

farias technique

فن فاریاس

farias formula

فرمول فاریاس

farias classification

دسته‌بندی فاریاس

جملات نمونه

dr. farias is a leading expert in this field.

دکتر فاریاس یکی از متخصصان برتر در این زمینه است.

the main character is played by actor farias.

شخصیت اصلی توسط بازیگر فاریاس بازی می‌شود.

the farias family has lived here for generations.

خانواده فاریاس در اینجا به مدت چند نسل زندگی می‌کنند.

captain farias commanded the operation successfully.

کپیتان فاریاس به‌طور موفقیت‌آمیزی عملیات را فرماندهی کرد.

we dined at the famous farias restaurant.

ما در رستوران معروف فاریاس غذا خوردیم.

the works of artist farias are on display.

آثار هنرمند فاریاس به نمایش گذاشته شده‌اند.

mrs. farias will chair the committee meeting.

کاپیتان فاریاس به‌طور موفقیت‌آمیزی عملیات را فرماندهی کرد.

detective farias solved the complex case quickly.

دیتکتیو فاریاس به سرعت پرونده پیچیده را حل کرد.

author farias published a new novel recently.

نویسنده فاریاس اخیراً یک رمان جدید منتشر کرد.

the farias foundation donated to the hospital.

بنیاد فاریاس به بیمارستان کمک مالی کرد.

professor farias lectures on modern history.

دکتر فاریاس در مورد تاریخ مدرن سخنرانی می‌کند.

mayor farias inaugurated the new bridge.

شهردار فاریاس پل جدید را رسمیت‌بخشی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید