farkleberry pie
شیرموز بلوبری
farkleberry jam
ژله بلوبری
farkleberry bush
بوته بلوبری
farkleberry tea
چای بلوبری
farkleberry smoothie
اسموتی بلوبری
farkleberry sauce
سس بلوبری
farkleberry harvest
برداشت بلوبری
farkleberry season
فصل بلوبری
farkleberry picking
چیدن بلوبری
farkleberry dessert
دسر بلوبری
i picked some farkleberries in the forest.
من چند توت فرکلبری در جنگل جمع کردم.
farkleberry pie is my favorite dessert.
شیرینی توت فرکلبری مورد علاقه من است.
we found a patch of farkleberries near the river.
ما یک بوته توت فرکلبری در نزدیکی رودخانه پیدا کردیم.
farkleberries are delicious when they are ripe.
توت فرکلبری وقتی رسیده باشد خوشمزه است.
she made a smoothie with fresh farkleberries.
او یک اسموتی با توت فرکلبری تازه درست کرد.
farkleberry bushes attract many birds.
بوتههای توت فرکلبری بسیاری از پرندگان را جذب میکند.
my grandmother used to make farkleberry jam.
مادربزرگم همیشه مربای توت فرکلبری درست میکرد.
farkleberry picking is a fun summer activity.
جمع کردن توت فرکلبری یک فعالیت تابستانی سرگرمکننده است.
he shared his secret farkleberry recipe with me.
او دستور پخت مخفی توت فرکلبری خود را با من به اشتراک گذاشت.
we enjoyed a hike through the farkleberry fields.
ما از پیادهروی در میان مزارع توت فرکلبری لذت بردیم.
farkleberry pie
شیرموز بلوبری
farkleberry jam
ژله بلوبری
farkleberry bush
بوته بلوبری
farkleberry tea
چای بلوبری
farkleberry smoothie
اسموتی بلوبری
farkleberry sauce
سس بلوبری
farkleberry harvest
برداشت بلوبری
farkleberry season
فصل بلوبری
farkleberry picking
چیدن بلوبری
farkleberry dessert
دسر بلوبری
i picked some farkleberries in the forest.
من چند توت فرکلبری در جنگل جمع کردم.
farkleberry pie is my favorite dessert.
شیرینی توت فرکلبری مورد علاقه من است.
we found a patch of farkleberries near the river.
ما یک بوته توت فرکلبری در نزدیکی رودخانه پیدا کردیم.
farkleberries are delicious when they are ripe.
توت فرکلبری وقتی رسیده باشد خوشمزه است.
she made a smoothie with fresh farkleberries.
او یک اسموتی با توت فرکلبری تازه درست کرد.
farkleberry bushes attract many birds.
بوتههای توت فرکلبری بسیاری از پرندگان را جذب میکند.
my grandmother used to make farkleberry jam.
مادربزرگم همیشه مربای توت فرکلبری درست میکرد.
farkleberry picking is a fun summer activity.
جمع کردن توت فرکلبری یک فعالیت تابستانی سرگرمکننده است.
he shared his secret farkleberry recipe with me.
او دستور پخت مخفی توت فرکلبری خود را با من به اشتراک گذاشت.
we enjoyed a hike through the farkleberry fields.
ما از پیادهروی در میان مزارع توت فرکلبری لذت بردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید