farkleberries

[ایالات متحده]/ˈfɑː.kəl.bɛr.i/
[بریتانیا]/ˈfɑr.kəlˌbɛr.i/

ترجمه

n. نوعی درختچه که در ایالات متحده جنوبی یافت می‌شود؛ نوعی توت که به عنوان "فارکل بری" شناخته می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

farkleberry pie

شیرموز بلوبری

farkleberry jam

ژله بلوبری

farkleberry bush

بوته بلوبری

farkleberry tea

چای بلوبری

farkleberry smoothie

اسموتی بلوبری

farkleberry sauce

سس بلوبری

farkleberry harvest

برداشت بلوبری

farkleberry season

فصل بلوبری

farkleberry picking

چیدن بلوبری

farkleberry dessert

دسر بلوبری

جملات نمونه

i picked some farkleberries in the forest.

من چند توت فرکل‌بری در جنگل جمع کردم.

farkleberry pie is my favorite dessert.

شیرینی توت فرکل‌بری مورد علاقه من است.

we found a patch of farkleberries near the river.

ما یک بوته توت فرکل‌بری در نزدیکی رودخانه پیدا کردیم.

farkleberries are delicious when they are ripe.

توت فرکل‌بری وقتی رسیده باشد خوشمزه است.

she made a smoothie with fresh farkleberries.

او یک اسموتی با توت فرکل‌بری تازه درست کرد.

farkleberry bushes attract many birds.

بوته‌های توت فرکل‌بری بسیاری از پرندگان را جذب می‌کند.

my grandmother used to make farkleberry jam.

مادربزرگم همیشه مربای توت فرکل‌بری درست می‌کرد.

farkleberry picking is a fun summer activity.

جمع کردن توت فرکل‌بری یک فعالیت تابستانی سرگرم‌کننده است.

he shared his secret farkleberry recipe with me.

او دستور پخت مخفی توت فرکل‌بری خود را با من به اشتراک گذاشت.

we enjoyed a hike through the farkleberry fields.

ما از پیاده‌روی در میان مزارع توت فرکل‌بری لذت بردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید