he farted
او دستشویی کرد
she farted
او دستشویی کرد
they farted
آنها دستشویی کردند
dog farted
سگ دستشویی کرد
farted loudly
با صدای بلند دستشویی کرد
just farted
فقط دستشویی کرد
accidentally farted
به طور تصادفی دستشویی کرد
farted again
دوباره دستشویی کرد
farted quietly
به آرامی دستشویی کرد
why farted?
چرا دستشویی کرد؟
he farted loudly during the meeting.
او در حین جلسه با صدای بلند دستشویی کرد.
she couldn't stop laughing when he farted.
وقتی او دستشویی کرد، او نتوانست جلوی خنده خود را بگیرد.
the dog farted and everyone started to giggle.
سگ دستشویی کرد و همه شروع به خنده کردند.
he tried to be discreet but accidentally farted.
او سعی کرد محتاط باشد اما ناخواسته دستشویی کرد.
it was embarrassing when she farted in class.
وقتی او در کلاس دستشویی کرد، خجعت آور بود.
they laughed when the baby farted in the crib.
وقتی نوزاد در تختخواب دستشویی کرد، آنها خندیدند.
he blamed the dog when he farted.
وقتی او دستشویی کرد، او مقصر سگ را دانست.
she made a joke about farting during dinner.
او در حین شام درباره دستشویی کردن شوخی کرد.
farting can be a sign of digestive issues.
دستشویی کردن می تواند نشانه ای از مشکلات گوارشی باشد.
he always laughs when someone else farted.
وقتی دیگران دستشویی می کنند، او همیشه می خندد.
he farted
او دستشویی کرد
she farted
او دستشویی کرد
they farted
آنها دستشویی کردند
dog farted
سگ دستشویی کرد
farted loudly
با صدای بلند دستشویی کرد
just farted
فقط دستشویی کرد
accidentally farted
به طور تصادفی دستشویی کرد
farted again
دوباره دستشویی کرد
farted quietly
به آرامی دستشویی کرد
why farted?
چرا دستشویی کرد؟
he farted loudly during the meeting.
او در حین جلسه با صدای بلند دستشویی کرد.
she couldn't stop laughing when he farted.
وقتی او دستشویی کرد، او نتوانست جلوی خنده خود را بگیرد.
the dog farted and everyone started to giggle.
سگ دستشویی کرد و همه شروع به خنده کردند.
he tried to be discreet but accidentally farted.
او سعی کرد محتاط باشد اما ناخواسته دستشویی کرد.
it was embarrassing when she farted in class.
وقتی او در کلاس دستشویی کرد، خجعت آور بود.
they laughed when the baby farted in the crib.
وقتی نوزاد در تختخواب دستشویی کرد، آنها خندیدند.
he blamed the dog when he farted.
وقتی او دستشویی کرد، او مقصر سگ را دانست.
she made a joke about farting during dinner.
او در حین شام درباره دستشویی کردن شوخی کرد.
farting can be a sign of digestive issues.
دستشویی کردن می تواند نشانه ای از مشکلات گوارشی باشد.
he always laughs when someone else farted.
وقتی دیگران دستشویی می کنند، او همیشه می خندد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید