farthings

[ایالات متحده]/ˈfɑːθɪŋz/
[بریتانیا]/ˈfɑrθɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (واحد پول بریتانیا) واحد پولی سابق برابر با یک چهارم پنی؛ مقدار کم؛ کمی

عبارات و ترکیب‌ها

three farthings

سه فارفینگ

two farthings

دو فارفینگ

penny farthings

فارفینگ پنی

farthings worth

ارزش فارفینگ

farthings saved

فارفینگ‌های پس‌انداز شده

farthings collected

فارفینگ‌های جمع‌آوری شده

farthings spent

فارفینگ‌های خرج شده

farthings earned

فارفینگ‌های به‌دست آمده

farthings traded

فارفینگ‌های معامله شده

farthings exchanged

فارفینگ‌های مبادله شده

جملات نمونه

he saved up a few farthings for a rainy day.

او برای روز مبادا چند فارثینگ جمع کرد.

in the old days, farthings were common currency.

در دوران قدیم، فارثینگ‌ها ارزشی رایج بودند.

she found a couple of farthings on the street.

او چند فارثینگ را در خیابان پیدا کرد.

they used farthings to buy sweets from the shop.

آنها از فارثینگ‌ها برای خرید شیرینی از مغازه استفاده می‌کردند.

the museum displayed ancient farthings from the 19th century.

موزه فارثینگ‌های باستانی از قرن نوزدهم را به نمایش گذاشت.

he joked that even farthings could buy happiness.

او شوخی کرد که حتی فارثینگ‌ها هم می‌توانند خوشحالی بخرند.

farthings were once used to pay for public transport.

فارثینگ‌ها زمانی برای پرداخت هزینه حمل و نقل عمومی استفاده می‌شدند.

she collected farthings as a hobby.

او جمع‌آوری فارثینگ‌ها را به عنوان یک سرگرمی انجام می‌داد.

farthings are now considered a collector's item.

فارثینگ‌ها اکنون به عنوان یک شیء کلکسیونی در نظر گرفته می‌شوند.

he reminisced about the days when farthings had value.

او با حسرت به روزهایی فکر کرد که فارثینگ‌ها ارزش داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید