three farthings
سه فارفینگ
two farthings
دو فارفینگ
penny farthings
فارفینگ پنی
farthings worth
ارزش فارفینگ
farthings saved
فارفینگهای پسانداز شده
farthings collected
فارفینگهای جمعآوری شده
farthings spent
فارفینگهای خرج شده
farthings earned
فارفینگهای بهدست آمده
farthings traded
فارفینگهای معامله شده
farthings exchanged
فارفینگهای مبادله شده
he saved up a few farthings for a rainy day.
او برای روز مبادا چند فارثینگ جمع کرد.
in the old days, farthings were common currency.
در دوران قدیم، فارثینگها ارزشی رایج بودند.
she found a couple of farthings on the street.
او چند فارثینگ را در خیابان پیدا کرد.
they used farthings to buy sweets from the shop.
آنها از فارثینگها برای خرید شیرینی از مغازه استفاده میکردند.
the museum displayed ancient farthings from the 19th century.
موزه فارثینگهای باستانی از قرن نوزدهم را به نمایش گذاشت.
he joked that even farthings could buy happiness.
او شوخی کرد که حتی فارثینگها هم میتوانند خوشحالی بخرند.
farthings were once used to pay for public transport.
فارثینگها زمانی برای پرداخت هزینه حمل و نقل عمومی استفاده میشدند.
she collected farthings as a hobby.
او جمعآوری فارثینگها را به عنوان یک سرگرمی انجام میداد.
farthings are now considered a collector's item.
فارثینگها اکنون به عنوان یک شیء کلکسیونی در نظر گرفته میشوند.
he reminisced about the days when farthings had value.
او با حسرت به روزهایی فکر کرد که فارثینگها ارزش داشتند.
three farthings
سه فارفینگ
two farthings
دو فارفینگ
penny farthings
فارفینگ پنی
farthings worth
ارزش فارفینگ
farthings saved
فارفینگهای پسانداز شده
farthings collected
فارفینگهای جمعآوری شده
farthings spent
فارفینگهای خرج شده
farthings earned
فارفینگهای بهدست آمده
farthings traded
فارفینگهای معامله شده
farthings exchanged
فارفینگهای مبادله شده
he saved up a few farthings for a rainy day.
او برای روز مبادا چند فارثینگ جمع کرد.
in the old days, farthings were common currency.
در دوران قدیم، فارثینگها ارزشی رایج بودند.
she found a couple of farthings on the street.
او چند فارثینگ را در خیابان پیدا کرد.
they used farthings to buy sweets from the shop.
آنها از فارثینگها برای خرید شیرینی از مغازه استفاده میکردند.
the museum displayed ancient farthings from the 19th century.
موزه فارثینگهای باستانی از قرن نوزدهم را به نمایش گذاشت.
he joked that even farthings could buy happiness.
او شوخی کرد که حتی فارثینگها هم میتوانند خوشحالی بخرند.
farthings were once used to pay for public transport.
فارثینگها زمانی برای پرداخت هزینه حمل و نقل عمومی استفاده میشدند.
she collected farthings as a hobby.
او جمعآوری فارثینگها را به عنوان یک سرگرمی انجام میداد.
farthings are now considered a collector's item.
فارثینگها اکنون به عنوان یک شیء کلکسیونی در نظر گرفته میشوند.
he reminisced about the days when farthings had value.
او با حسرت به روزهایی فکر کرد که فارثینگها ارزش داشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید