eats

[ایالات متحده]/iːts/
[بریتانیا]/iːts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غذا (به جز نوشیدنی‌های الکلی)؛ وعده غذایی
v. غذا خوردن

عبارات و ترکیب‌ها

dog eats

سگ می‌خورد

cat eats

گربه می‌خورد

baby eats

بچه می‌خورد

he eats

او می‌خورد

she eats

او می‌خورد

bird eats

پرنده می‌خورد

fish eats

ماهی می‌خورد

child eats

کودک می‌خورد

everyone eats

همه می‌خورند

who eats

چه کسی می‌خورد

جملات نمونه

she eats breakfast every morning.

او هر روز صبحانه می‌خورد.

the dog eats its food quickly.

سگ غذای خود را به سرعت می‌خورد.

he eats a lot of fruits and vegetables.

او مقدار زیادی میوه و سبزیجات می‌خورد.

they eat dinner together as a family.

آنها شام را به عنوان یک خانواده با هم می‌خورند.

she eats lunch at her desk every day.

او هر روز ناهار را در پشت میز خود می‌خورد.

he usually eats out on weekends.

او معمولاً آخر هفته‌ها بیرون غذا می‌خورد.

my cat eats twice a day.

گربه‌ام روزی دو بار غذا می‌خورد.

they eat snacks while watching movies.

آنها در حین تماشای فیلم‌ها میان‌وعده می‌خورند.

she eats healthy to stay fit.

او برای تناسب اندام غذای سالم می‌خورد.

he eats dessert after every meal.

او بعد از هر وعده غذایی دسر می‌خورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید