fatuities abound
فاتفیتها فراوان هستند
fatuities exposed
فاتفیتها آشکار شدهاند
fatuities persist
فاتفیتها ادامه دارند
fatuities revealed
فاتفیتها آشکار شدند
fatuities discussed
در مورد فاتفیتها بحث شد
fatuities ignored
فاتفیتها نادیده گرفته شدند
fatuities criticized
فاتفیتها مورد انتقاد قرار گرفتند
fatuities challenged
چالشهایی برای فاتفیتها وجود دارد
fatuities questioned
فاتفیتها مورد سوال قرار گرفتند
fatuities accepted
فاتفیتها پذیرفته شدند
his fatuities often led him into trouble.
گاهی اوقات حماقتهای او باعث بروز مشکل برایش میشد.
we should avoid the fatuities of overconfidence.
ما باید از حماقت اعتماد به نفس بیش از حد اجتناب کنیم.
she realized that her fatuities had consequences.
او متوجه شد که حماقتهایش عواقبی دارد.
the fatuities of youth can be hard to overcome.
غفلگیهای جوانی را میتوان سخت از بین برد.
his speech was filled with fatuities and clichés.
سخنرانی او پر از حماقت و کلیشه بود.
people often regret their fatuities in hindsight.
مردم اغلب حماقتهای خود را با دید در بازتر پشیمان میشوند.
they laughed at the fatuities of the past.
آنها در گذشته به حماقتها میخندیدند.
his fatuities were a source of amusement for his friends.
حماقتهای او منبع سرگرمی برای دوستانش بود.
we should learn from our fatuities and grow.
ما باید از حماقتهای خود درس بگیریم و رشد کنیم.
she tried to explain her fatuities to her parents.
او سعی کرد حماقتهای خود را برای والدینش توضیح دهد.
fatuities abound
فاتفیتها فراوان هستند
fatuities exposed
فاتفیتها آشکار شدهاند
fatuities persist
فاتفیتها ادامه دارند
fatuities revealed
فاتفیتها آشکار شدند
fatuities discussed
در مورد فاتفیتها بحث شد
fatuities ignored
فاتفیتها نادیده گرفته شدند
fatuities criticized
فاتفیتها مورد انتقاد قرار گرفتند
fatuities challenged
چالشهایی برای فاتفیتها وجود دارد
fatuities questioned
فاتفیتها مورد سوال قرار گرفتند
fatuities accepted
فاتفیتها پذیرفته شدند
his fatuities often led him into trouble.
گاهی اوقات حماقتهای او باعث بروز مشکل برایش میشد.
we should avoid the fatuities of overconfidence.
ما باید از حماقت اعتماد به نفس بیش از حد اجتناب کنیم.
she realized that her fatuities had consequences.
او متوجه شد که حماقتهایش عواقبی دارد.
the fatuities of youth can be hard to overcome.
غفلگیهای جوانی را میتوان سخت از بین برد.
his speech was filled with fatuities and clichés.
سخنرانی او پر از حماقت و کلیشه بود.
people often regret their fatuities in hindsight.
مردم اغلب حماقتهای خود را با دید در بازتر پشیمان میشوند.
they laughed at the fatuities of the past.
آنها در گذشته به حماقتها میخندیدند.
his fatuities were a source of amusement for his friends.
حماقتهای او منبع سرگرمی برای دوستانش بود.
we should learn from our fatuities and grow.
ما باید از حماقتهای خود درس بگیریم و رشد کنیم.
she tried to explain her fatuities to her parents.
او سعی کرد حماقتهای خود را برای والدینش توضیح دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید