fatuities

[ایالات متحده]/fæˈtjuːɪtiz/
[بریتانیا]/fæˈtuːɪtiz/

ترجمه

n. اعمال یا بیانات احمقانه یا احمقانه؛ کیفیت احمق بودن؛ احمق بودن

عبارات و ترکیب‌ها

fatuities abound

فاتفیت‌ها فراوان هستند

fatuities exposed

فاتفیت‌ها آشکار شده‌اند

fatuities persist

فاتفیت‌ها ادامه دارند

fatuities revealed

فاتفیت‌ها آشکار شدند

fatuities discussed

در مورد فاتفیت‌ها بحث شد

fatuities ignored

فاتفیت‌ها نادیده گرفته شدند

fatuities criticized

فاتفیت‌ها مورد انتقاد قرار گرفتند

fatuities challenged

چالش‌هایی برای فاتفیت‌ها وجود دارد

fatuities questioned

فاتفیت‌ها مورد سوال قرار گرفتند

fatuities accepted

فاتفیت‌ها پذیرفته شدند

جملات نمونه

his fatuities often led him into trouble.

گاهی اوقات حماقت‌های او باعث بروز مشکل برایش می‌شد.

we should avoid the fatuities of overconfidence.

ما باید از حماقت اعتماد به نفس بیش از حد اجتناب کنیم.

she realized that her fatuities had consequences.

او متوجه شد که حماقت‌هایش عواقبی دارد.

the fatuities of youth can be hard to overcome.

غفلگی‌های جوانی را می‌توان سخت از بین برد.

his speech was filled with fatuities and clichés.

سخنرانی او پر از حماقت و کلیشه بود.

people often regret their fatuities in hindsight.

مردم اغلب حماقت‌های خود را با دید در بازتر پشیمان می‌شوند.

they laughed at the fatuities of the past.

آنها در گذشته به حماقت‌ها می‌خندیدند.

his fatuities were a source of amusement for his friends.

حماقت‌های او منبع سرگرمی برای دوستانش بود.

we should learn from our fatuities and grow.

ما باید از حماقت‌های خود درس بگیریم و رشد کنیم.

she tried to explain her fatuities to her parents.

او سعی کرد حماقت‌های خود را برای والدینش توضیح دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید