fauvism

[ایالات متحده]/ˈfəʊvɪzəm/
[بریتانیا]/ˈfoʊvɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سبکی از نقاشی که با رنگ‌های زنده و ضربه‌های قلم‌مو جسورانه مشخص می‌شود
Word Forms
جمعfauvisms

عبارات و ترکیب‌ها

fauvism art

هنر فووییسم

fauvism movement

جنبش فووییسم

fauvism style

سبک فووییسم

fauvism color

رنگ در فووییسم

fauvism painters

نقاشان فووییسم

fauvism influence

تاثیرگذاری فووییسم

fauvism techniques

تکنیک‌های فووییسم

fauvism exhibition

نمایشگاه فووییسم

fauvism theory

نظریه فووییسم

fauvism legacy

میراث فووییسم

جملات نمونه

fauvism is known for its bold colors.

فاویسم به خاطر رنگ‌های جسورانه اش شناخته می‌شود.

many artists were influenced by fauvism.

بسیاری از هنرمندان تحت تأثیر فاویسم بودند.

fauvism emerged in the early 20th century.

فاویسم در اوایل قرن بیستم ظهور کرد.

henri matisse was a leading figure in fauvism.

هنری ماتیس چهره پیشرو در فاویسم بود.

fauvism challenged traditional artistic conventions.

فاویسم قراردادهای هنری سنتی را به چالش کشید.

artists used non-naturalistic colors in fauvism.

هنرمندان از رنگ‌های غیرطبیعی در فاویسم استفاده می‌کردند.

fauvism focuses on emotional expression through color.

فاویسم بر بیان احساسات از طریق رنگ تمرکز دارد.

the fauvism style is often seen in modern art.

سبک فاویسم اغلب در هنر مدرن دیده می‌شود.

critics often debated the significance of fauvism.

منتقدان اغلب درباره اهمیت فاویسم بحث می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید