fauvisms

[ایالات متحده]/ˈfəʊvɪzəmz/
[بریتانیا]/ˈfoʊvɪzəmz/

ترجمه

n. سبکی از نقاشی که با رنگ‌های زنده و قلم‌زنی جسورانه مشخص می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

fauvisms in art

فاویسم در هنر

fauvisms and color

فاویسم و رنگ

fauvisms of matisse

فاویسم‌های ماتیس

fauvisms and expression

فاویسم و بیان

fauvisms in painting

فاویسم در نقاشی

fauvisms as movement

فاویسم به عنوان جنبش

fauvisms and light

فاویسم و نور

fauvisms in france

فاویسم در فرانسه

fauvisms and nature

فاویسم و طبیعت

جملات نمونه

fauvisms emphasize bold colors and strong brush strokes.

فاویسم‌ها بر رنگ‌های جسورانه و ضربات قلم‌مو قوی تاکید می‌کنند.

the fauvisms movement was revolutionary in the art world.

جنبش فاویسم در دنیای هنر انقلابی بود.

many artists were inspired by the principles of fauvisms.

هنرمندان زیادی از اصول فاویسم الهام گرفتند.

fauvisms can be seen in the works of henri matisse.

می‌توان فاویسم را در آثار هنری هنری ماتیس مشاهده کرد.

exploring fauvisms helps to understand modern art better.

بررسی فاویسم به درک بهتر هنر مدرن کمک می‌کند.

the vibrant palette is a hallmark of fauvisms.

پالت رنگارنگ یک ویژگی بارز فاویسم است.

fauvisms broke away from traditional artistic conventions.

فاویسم از قراردادهای هنری سنتی جدا شد.

critics often analyze the impact of fauvisms on contemporary art.

منتقدان اغلب تأثیر فاویسم بر هنر معاصر را تجزیه و تحلیل می‌کنند.

studying fauvisms reveals the evolution of color theory.

مطالعه فاویسم نشان می‌دهد که نظریه رنگ چگونه تکامل یافته است.

fauvisms represents a significant shift in artistic expression.

فاویسم نشان‌دهنده تغییر قابل توجهی در بیان هنری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید