delicate feathered necklace
گردنبند ظریف پردار
feathered hair accessory
اکسسوری مویی پردار
white feather
پر سفید
feather fan
چتری پر
feather duster
دستمال گرد و جارو پر
ruffle one's feathers
ناگهان عصبانی یا آشفته شدن
in full feather
کاملاً پرپوش
feather out
باز کردن یا پخش کردن (موها)
feather bed
تشک پر
feather yarn
نخ پَر
the green fronds feathered against a blue sky.
شاخصههای سبز در برابر آسمان آبی پر شده بودند.
a gallant feathered hat; cut a gallant figure at the coronation.
یک کلاه پردار قهرمانانه؛ در تاجگذاری چهرهای قهرمانانه از خود نشان داد.
We mustn’t forget to put out food for our feathered friends during the cold winter months.
نباید فراموش کنیم در طول ماههای سرد زمستان غذا برای دوستان پردارمان بگذاریم.
fully plumaged young bird; brightly feathered birds; brilliantly plumaged parrots.
پرندهای جوان با پرهای کامل؛ پرندگان با پرهای درخشان؛ طوطیهای با پرهای درخشان.
The results showed that with the increase of austempering temperature, the bainite morpholoy changes from needled lower bainite to feathered upper bainite then to ear of wheat like then flakiness.
نتایج نشان داد که با افزایش دمای اتومپِرینگ، مورفولوژی بایت از بایت پایینی سوزنیشکل به بایت بالایی پردار و سپس به شکل گندم و در نهایت فلسمانند تغییر میکند.
His judges sat upon the Bench in feathered hats; but the rough red cap and tricoloured cockade was the head-dress otherwise prevailing.
قاضیهای او روی نیمکت با کلاههای پردار نشسته بودند؛ اما کلاه سرخرطی خشن و نشان سهرنگ، پوشش سر غالب بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید