fedayeens

[ایالات متحده]/ˌfɛdəˈjiːnz/
[بریتانیا]/ˌfɛdəˈjiːnz/

ترجمه

n. جنگجویان چریکی عرب

عبارات و ترکیب‌ها

fedayeens attack

حمله فدائیان

fedayeens movement

جنبش فدائیان

fedayeens forces

نیروهای فدائیان

fedayeens leader

رهبر فدائیان

fedayeens fighters

جنگویان فدائیان

fedayeens strategy

استراتژی فدائیان

fedayeens operations

عملیات‌های فدائیان

fedayeens ideology

ایدئولوژی فدائیان

fedayeens tactics

تاکتیک‌های فدائیان

fedayeens conflict

درگیری‌های فدائیان

جملات نمونه

the fedayeens were known for their unwavering commitment.

فدایيان به دلیل تعهد непоколебимый خود شناخته شده بودند.

many fedayeens participated in the protest.

بسیاری از فدایيان در اعتراضات شرکت کردند.

the fedayeens often operate in small groups.

فدایيان اغلب در گروه‌های کوچک فعالیت می‌کنند.

fedayeens are often viewed as freedom fighters.

فدایيان اغلب به عنوان مبارزان آزادی دیده می‌شوند.

the tactics used by fedayeens are sometimes controversial.

تاکتیک‌های مورد استفاده توسط فدایيان گاهی اوقات بحث‌برانگیز است.

fedayeens have a significant impact on local politics.

فدایيان تأثیر قابل توجهی بر سیاست محلی دارند.

some fedayeens are celebrated as heroes by their communities.

برخی از فدایيان توسط جوامع خود به عنوان قهرمان مورد ستایش قرار می‌گیرند.

the fedayeens' actions have sparked international debates.

اقدامات فدایيان بحث‌های بین‌المللی را برانگیخته است.

training camps for fedayeens are often hidden.

کمپ‌های آموزشی برای فدایيان اغلب پنهان هستند.

fedayeens are sometimes romanticized in literature.

فدایيان گاهی اوقات در ادبیات романтизируются.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید