traitors

[ایالات متحده]/ˈtreɪtəz/
[بریتانیا]/ˈtreɪtərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که به کسی یا چیزی خیانت می‌کنند؛ افرادی که خیانت می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

traitors among us

خائنان در میان ما

traitors in power

خائنان در قدرت

traitors in disguise

خائنان در پوشش

traitors at heart

خائنان از صمیم قلب

traitors revealed

خائنان آشکار شده

جملات نمونه

they were labeled as traitors by the government.

آنها توسط دولت به عنوان خائن برچسب گذاری شدند.

history remembers traitors with disdain.

تاریخ با نفرت خاطیان را به یاد دارد.

some view whistleblowers as traitors to their country.

برخی افشاگران را به عنوان خائن به کشورشان می بینند.

traitors often face severe consequences.

خائنان اغلب با عواقب وخیم روبرو می شوند.

the betrayal by traitors shocked the entire nation.

خیانت خائنان کل ملت را شوکه کرد.

in times of war, traitors can be executed.

در زمان جنگ، می توان خائنان را اعدام کرد.

many stories depict traitors as villains.

داستان های زیادی خائنان را به عنوان شخصیت های منفی به تصویر می کشد.

he was accused of being a traitor to his beliefs.

اتهام داشتند که او به باورهای خود خائن است.

traitors can destroy trust within a community.

خائنان می توانند اعتماد را در یک جامعه از بین ببرند.

people often debate whether some actions make one a traitor.

مردم اغلب بحث می کنند که آیا برخی از اعمال یک فرد را به خائن تبدیل می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید