| جمع | feddans |
one feddan
یک فدّان
per feddan
به ازای هر فدّان
feddan area
مساحت فدّان
feddan yield
بازدهی فدّان
feddan price
قیمت فدّان
feddan measurement
اندازهگیری فدّان
feddan conversion
تبدیل فدّان
feddan size
اندازه فدّان
feddan limit
حد فدّان
feddan land
زمین فدّان
the farmer cultivated a feddan of land this season.
کشاورز این فصل یک جریب زمین را کشت.
we need to measure the feddan accurately for the project.
ما نیاز داریم جریب را به طور دقیق برای پروژه اندازه گیری کنیم.
the price of a feddan has increased due to demand.
قیمت یک جریب به دلیل تقاضا افزایش یافته است.
he owns several feddans of olive trees.
او چندین جریب درخت زیتون دارد.
they plan to irrigate the feddan using modern techniques.
آنها قصد دارند جریب را با استفاده از تکنیک های مدرن آبیاری کنند.
one feddan can yield a significant amount of crops.
یک جریب می تواند مقدار قابل توجهی محصول تولید کند.
the feddan was used for growing vegetables last year.
سال گذشته جریب برای کشت سبزیجات استفاده شد.
each feddan has its own unique soil characteristics.
هر جریب دارای ویژگی های خاک منحصر به فرد خود است.
we need to rotate the crops on the feddan.
ما نیاز داریم محصولات را در جریب بچرخانیم.
the government supports farmers with subsidies per feddan.
دولت از طریق یارانه های هر جریب از کشاورزان حمایت می کند.
one feddan
یک فدّان
per feddan
به ازای هر فدّان
feddan area
مساحت فدّان
feddan yield
بازدهی فدّان
feddan price
قیمت فدّان
feddan measurement
اندازهگیری فدّان
feddan conversion
تبدیل فدّان
feddan size
اندازه فدّان
feddan limit
حد فدّان
feddan land
زمین فدّان
the farmer cultivated a feddan of land this season.
کشاورز این فصل یک جریب زمین را کشت.
we need to measure the feddan accurately for the project.
ما نیاز داریم جریب را به طور دقیق برای پروژه اندازه گیری کنیم.
the price of a feddan has increased due to demand.
قیمت یک جریب به دلیل تقاضا افزایش یافته است.
he owns several feddans of olive trees.
او چندین جریب درخت زیتون دارد.
they plan to irrigate the feddan using modern techniques.
آنها قصد دارند جریب را با استفاده از تکنیک های مدرن آبیاری کنند.
one feddan can yield a significant amount of crops.
یک جریب می تواند مقدار قابل توجهی محصول تولید کند.
the feddan was used for growing vegetables last year.
سال گذشته جریب برای کشت سبزیجات استفاده شد.
each feddan has its own unique soil characteristics.
هر جریب دارای ویژگی های خاک منحصر به فرد خود است.
we need to rotate the crops on the feddan.
ما نیاز داریم محصولات را در جریب بچرخانیم.
the government supports farmers with subsidies per feddan.
دولت از طریق یارانه های هر جریب از کشاورزان حمایت می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید