feelingly

[ایالات متحده]/'filɪŋli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با احساس عمیق; با احساس بزرگ

جملات نمونه

I am hearkening...... I doing feelingly for sure, but I doing put a bold face on sth.Pretending.

من با دقت گوش می‌دهم... من با اطمینان احساس می‌کنم، اما وانمود می‌کنم که قوی هستم.ظاهر کردن.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید