feinting

[ایالات متحده]/ˈfeɪntɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfeɪntɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل وانمود کردن به حمله؛ شکل حال استمراری feint
n. یک حرکت یا حمله فریبنده

عبارات و ترکیب‌ها

feinting attack

حمله فِینت

feinting move

حرکت فِینت

feinting strategy

استراتژی فِینت

feinting gesture

حرکت نمایشی فِینت

feinting technique

تکنیک فِینت

feinting drill

تمرین فِینت

feinting practice

تمرین فِینت

feinting opponent

حریف فِینت

feinting play

بازی فِینت

feinting style

سبک فِینت

جملات نمونه

the boxer was skilled at feinting to confuse his opponent.

بوکسور در فریب دادن حریف خود در غلت زدن مهارت داشت.

feinting can create openings for a real attack.

غلط دادن می تواند فرصت هایی برای حمله واقعی ایجاد کند.

she practiced feinting during her martial arts training.

او در طول تمرینات هنرهای رزمی خود غلت زدن تمرین کرد.

feinting is an essential skill in many sports.

غلط دادن یک مهارت ضروری در بسیاری از ورزش ها است.

he used feinting to dodge the defender.

او از غلت زدن برای جاخالی دادن از مدافع استفاده کرد.

feinting can help you gain a strategic advantage.

غلط دادن می تواند به شما کمک کند تا از مزیت استراتژیک برخوردار شوید.

in fencing, feinting is crucial for outsmarting your opponent.

درشمشیربازی، غلت زدن برای باهوش تر کردن حریف شما بسیار مهم است.

he mastered the art of feinting to improve his game.

او هنر غلت زدن را برای بهبود بازی خود تسلط کرد.

feinting can mislead your rivals in competition.

غلط دادن می تواند رقبای شما را در مسابقه گمراه کند.

she was known for her feinting techniques in basketball.

او به خاطر تکنیک های غلت زدن خود در بسکتبال شناخته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید