feminists

[ایالات متحده]/ˈfɛmɪnɪsts/
[بریتانیا]/ˈfɛmɪnɪsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.حامیان حقوق زنان بر اساس برابری جنسیت‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

feminists unite

فمینیست‌ها متحد شوند

feminists speak

فمینیست‌ها صحبت می‌کنند

feminists rise

فمینیست‌ها قیام کنند

feminists demand

فمینیست‌ها مطالبه می‌کنند

feminists advocate

فمینیست‌ها حمایت می‌کنند

feminists challenge

فمینیست‌ها به چالش می‌کشند

feminists support

فمینیست‌ها حمایت می‌کنند

feminists educate

فمینیست‌ها آموزش می‌دهند

feminists empower

فمینیست‌ها توانمند می‌کنند

feminists collaborate

فمینیست‌ها همکاری می‌کنند

جملات نمونه

feminists advocate for equal rights in the workplace.

فعالانه خواهان حقوق برابر در محیط کار هستند.

many feminists believe in intersectionality.

بسیاری از فمینیست‌ها به تلاقی باور دارند.

feminists often organize rallies to raise awareness.

فمینیست‌ها اغلب برای افزایش آگاهی گردهمایی برگزار می‌کنند.

some feminists critique traditional gender roles.

برخی از فمینیست‌ها نقش‌های جنسیتی سنتی را مورد انتقاد قرار می‌دهند.

feminists work towards eliminating gender-based violence.

فمینیست‌ها برای از بین بردن خشونت مبتنی بر جنسیت تلاش می‌کنند.

feminists promote body positivity and self-acceptance.

فمینیست‌ها مثبت‌اندیشی بدن و پذیرش خود را ترویج می‌کنند.

many feminists support reproductive rights.

بسیاری از فمینیست‌ها از حقوق باروری حمایت می‌کنند.

feminists challenge stereotypes in media and culture.

فمینیست‌ها کلیشه‌ها را در رسانه و فرهنگ به چالش می‌کشند.

feminists often collaborate with other social movements.

فمینیست‌ها اغلب با جنبش‌های اجتماعی دیگر همکاری می‌کنند.

feminists seek to empower women in all aspects of life.

فمینیست‌ها به دنبال توانمندسازی زنان در همه جنبه‌های زندگی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید