suffragists

[ایالات متحده]/[ˈsʌfrədʒɪsts]/
[بریتانیا]/[ˈsʌfrədʒɪsts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادي که حاميان حقوق راي دادن هستند، به ويژه زنان؛ يک عضو گروهي که از حق راي زنان حمايت مي کند.

عبارات و ترکیب‌ها

supporting suffragists

حمایت از فعالان حقوق رأی

early suffragists

فعالان حقوق رأی اولیه

inspired by suffragists

الهام گرفتن از فعالان حقوق رأی

suffragists' fight

مبارزه فعالان حقوق رأی

becoming suffragists

تبدیل شدن به فعالان حقوق رأی

remembering suffragists

به یاد داشتن فعالان حقوق رأی

honoring suffragists

گرامیداشت فعالان حقوق رأی

the suffragists' legacy

میراث فعالان حقوق رأی

fighting as suffragists

مبارزه به عنوان فعالان حقوق رأی

bold suffragists

فعالان حقوق رأی جسور

جملات نمونه

early suffragists faced significant opposition and ridicule.

فعالیت‌گران اولیه حقوق رأی با مخالفت و تمسخر قابل توجهی روبرو شدند.

the suffragists tirelessly campaigned for women's right to vote.

فعالیت‌گران حقوق رأی به طور خستگی‌ناپذیر برای حق رأی زنان کمپین کردند.

many suffragists participated in peaceful protests and demonstrations.

بسیاری از فعالیت‌گران حقوق رأی در اعتراضات و تظاهرات مسالمت‌آمیز شرکت کردند.

prominent suffragists like susan b. anthony were arrested for their activism.

فعالیت‌گران برجسته‌ای مانند سوزان بی. آنتونی به دلیل فعالیت‌هایشان دستگیر شدند.

the suffragists employed various strategies, including lobbying and parades.

فعالیت‌گران حقوق رأی از استراتژی‌های مختلفی استفاده کردند، از جمله لابی‌گری و رژه.

suffragists organized meetings and lectures to raise public awareness.

فعالیت‌گران حقوق رأی جلسات و سخنرانی‌هایی را برای افزایش آگاهی عمومی سازماندهی کردند.

the younger generation of suffragists embraced more militant tactics.

نسل جوان‌تر فعالیت‌گران حقوق رأی از تاکتیک‌های تندروانه‌تر استقبال کردند.

suffragists challenged traditional gender roles and societal expectations.

فعالیت‌گران حقوق رأی نقش‌های جنسیتی سنتی و انتظارات جامعه را به چالش کشیدند.

the legacy of the suffragists continues to inspire activists today.

میراث فعالیت‌گران حقوق رأی همچنان الهام‌بخش فعالان امروزی است.

suffragists formed organizations to coordinate their efforts effectively.

فعالیت‌گران حقوق رأی سازماندهی‌هایی را برای هماهنگی مؤثر تلاش‌های خود تشکیل دادند.

dedicated suffragists risked their reputations and personal safety.

فعالیت‌گران حقوق رأی متعهد، شهرت و ایمنی شخصی خود را به خطر انداختند.

the suffragists' persistent advocacy ultimately led to a major victory.

حمایت مداوم فعالیت‌گران حقوق رأی در نهایت به پیروزی بزرگی منجر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید