feminizing

[ایالات متحده]/ˈfɛmɪnaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfɛmɪnaɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. روند تبدیل کردن چیزی به شکل زنانه‌تر

عبارات و ترکیب‌ها

feminizing trends

ترندهای زنانه

feminizing effects

اثرات زنانه

feminizing products

محصولات زنانه

feminizing practices

روش‌های زنانه

feminizing culture

فرهنگ زنانه

feminizing language

زبان زنانه

feminizing styles

سبک‌های زنانه

feminizing influences

تاثیرات زنانه

feminizing narratives

داستان‌های زنانه

feminizing roles

نقش‌های زنانه

جملات نمونه

feminizing language can promote inclusivity in communication.

زبان‌سازی جنسیتی می‌تواند فراگیری را در برقراری ارتباط ترویج کند.

many artists are feminizing traditional themes in their work.

هنرمندان زیادی مضامین سنتی را در آثار خود زنانه می‌کنند.

the feminizing effects of certain products are often debated.

اثرات زنانه کردن برخی محصولات اغلب مورد بحث قرار می‌گیرد.

feminizing fashion trends are becoming more popular each season.

ترندهای مد زنانه هر فصل محبوب‌تر می‌شوند.

some cultures have a history of feminizing their deities.

برخی از فرهنگ‌ها سابقه زنانه کردن الهه‌های خود را دارند.

feminizing roles in media can challenge stereotypes.

نقش‌های زنانه در رسانه می‌تواند کلیشه‌ها را به چالش بکشد.

he is exploring feminizing elements in his latest book.

او در حال بررسی عناصر زنانه در آخرین کتاب خود است.

feminizing the workplace can lead to better collaboration.

زنانه کردن محیط کار می‌تواند منجر به همکاری بهتر شود.

they are feminizing the narrative to highlight women's contributions.

آنها برای برجسته کردن دستاوردهای زنان، روایت را زنانه می‌کنند.

feminizing certain aspects of society can encourage equality.

زنانه کردن جنبه‌هایی از جامعه می‌تواند برابری را تشویق کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید