femoras

[ایالات متحده]/ˈfɛm.ər.əz/
[بریتانیا]/ˈfiː.mər.əz/

ترجمه

n. فرم جمع فمور، اشاره به استخوان‌های ران

عبارات و ترکیب‌ها

broken femoras

شکستگی فمور

femoras fracture

شکستگی فمور

femoras length

طول فمور

femoras injury

آسیب فمور

femoras alignment

تراز فمور

femoras repair

ترمیم فمور

femoras pain

درد فمور

femoras measurement

اندازه گیری فمور

femoras surgery

جراحی فمور

femoras condition

وضعیت فمور

جملات نمونه

the femoras are essential for walking.

مهره‌های ران برای راه رفتن ضروری هستند.

doctors often examine femoras for fractures.

پزشکان اغلب مهره‌های ران را برای بررسی شکستگی‌ها معاینه می‌کنند.

strong femoras support the body's weight.

مهره‌های ران قوی وزن بدن را تحمل می‌کنند.

injuries to the femoras can be serious.

آسیب به مهره‌های ران می‌تواند جدی باشد.

the femoras connect the pelvis to the knees.

مهره‌های ران لگن را به زانوها متصل می‌کنند.

physical therapy can strengthen the femoras.

فیزیوتراپی می‌تواند مهره‌های ران را تقویت کند.

femoras play a key role in human anatomy.

مهره‌های ران نقش مهمی در آناتومی انسان ایفا می‌کنند.

she had surgery to repair her femoras.

او برای ترمیم مهره‌های ران جراحی کرد.

research on femoras helps improve medical treatments.

تحقیقات در مورد مهره‌های ران به بهبود درمان‌های پزشکی کمک می‌کند.

understanding femoras is important for athletes.

درک مهره‌های ران برای ورزشکاران مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید