femtogram

[ایالات متحده]/ˈfɛm.təʊ.ɡræm/
[بریتانیا]/ˈfɛm.təˌɡræm/

ترجمه

n. یک واحد جرم برابر با 10^-15 گرم

عبارات و ترکیب‌ها

femtogram measurement

اندازه گیری فمتوگرم

femtogram scale

مقیاس فمتوگرم

femtogram accuracy

دقت فمتوگرم

femtogram sensitivity

حساسیت فمتوگرم

femtogram level

سطح فمتوگرم

femtogram analysis

تجزیه و تحلیل فمتوگرم

femtogram detection

تشخیص فمتوگرم

femtogram sample

نمونه فمتوگرم

femtogram range

محدوده فمتوگرم

femtogram concentration

غلظت فمتوگرم

جملات نمونه

the scientist measured the sample in femtograms.

دانشمند نمونه را به واحد فمتوگرم اندازه‌گیری کرد.

one femtogram is one quadrillionth of a gram.

یک فمتوگرم برابر با یک چهارم تریلیون گرم است.

femtogram levels of pollutants can affect health.

سطح آلاینده‌های فمتوگرم می‌تواند بر سلامت تأثیر بگذارد.

researchers can detect femtogram quantities of dna.

محققان می‌توانند مقادیر DNA را در سطح فمتوگرم تشخیص دهند.

the device can measure weight down to femtograms.

دستگاه می‌تواند وزن را تا سطح فمتوگرم اندازه‌گیری کند.

femtogram precision is crucial in nanotechnology.

دقت فمتوگرم در نانوتکنولوژی بسیار مهم است.

they reported a femtogram increase in the substance.

آنها گزارش دادند که مقدار ماده به میزان فمتوگرم افزایش یافته است.

in the lab, they worked with femtogram samples.

در آزمایشگاه، آنها با نمونه‌های فمتوگرم کار کردند.

measuring femtograms requires advanced technology.

اندازه‌گیری فمتوگرم‌ها نیاز به فناوری پیشرفته دارد.

femtograms are often used in pharmaceutical research.

فمتوگرم‌ها اغلب در تحقیقات داروسازی استفاده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید