femtogram measurement
اندازه گیری فمتوگرم
femtogram scale
مقیاس فمتوگرم
femtogram accuracy
دقت فمتوگرم
femtogram sensitivity
حساسیت فمتوگرم
femtogram level
سطح فمتوگرم
femtogram analysis
تجزیه و تحلیل فمتوگرم
femtogram detection
تشخیص فمتوگرم
femtogram sample
نمونه فمتوگرم
femtogram range
محدوده فمتوگرم
femtogram concentration
غلظت فمتوگرم
the scientist measured the sample in femtograms.
دانشمند نمونه را به واحد فمتوگرم اندازهگیری کرد.
one femtogram is one quadrillionth of a gram.
یک فمتوگرم برابر با یک چهارم تریلیون گرم است.
femtogram levels of pollutants can affect health.
سطح آلایندههای فمتوگرم میتواند بر سلامت تأثیر بگذارد.
researchers can detect femtogram quantities of dna.
محققان میتوانند مقادیر DNA را در سطح فمتوگرم تشخیص دهند.
the device can measure weight down to femtograms.
دستگاه میتواند وزن را تا سطح فمتوگرم اندازهگیری کند.
femtogram precision is crucial in nanotechnology.
دقت فمتوگرم در نانوتکنولوژی بسیار مهم است.
they reported a femtogram increase in the substance.
آنها گزارش دادند که مقدار ماده به میزان فمتوگرم افزایش یافته است.
in the lab, they worked with femtogram samples.
در آزمایشگاه، آنها با نمونههای فمتوگرم کار کردند.
measuring femtograms requires advanced technology.
اندازهگیری فمتوگرمها نیاز به فناوری پیشرفته دارد.
femtograms are often used in pharmaceutical research.
فمتوگرمها اغلب در تحقیقات داروسازی استفاده میشوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید