fended off
مقابله کرده
fended for
برای دفاع کرد
fended away
دور کرد
fended against
در برابر دفاع کرد
fended them
از آنها دفاع کرد
fended himself
از خودش دفاع کرد
fended off attacks
حمله ها را دفع کرد
fended off threats
تهدیدها را دفع کرد
fended off danger
خطر را دفع کرد
fended off criticism
انتقادها را دفع کرد
she fended off the attack with her quick reflexes.
او با واکنشهای سریع خود از حمله جلوگیری کرد.
he fended for himself after moving to a new city.
او پس از نقل مکان به یک شهر جدید، خود را اداره کرد.
the dog fended off the intruders bravely.
سگ با شجاعت از متجاوزین محافظت کرد.
she fended off criticism with her strong arguments.
او با استدلالهای قوی خود انتقادات را دفع کرد.
he fended off his fears before the big presentation.
او ترسهای خود را قبل از ارائه بزرگ سرکوب کرد.
the athlete fended off injuries during the competition.
ورزشکار در طول مسابقه از آسیبدیدگیها جلوگیری کرد.
they fended off the cold with warm clothing.
آنها با لباس گرم از سرما محافظت کردند.
she fended off distractions to focus on her work.
او برای تمرکز بر کار خود حواس پرتیها را دفع کرد.
he fended off the advances of unwanted attention.
او از پیشرفت توجه ناخواسته جلوگیری کرد.
the team fended off their rivals to win the championship.
تیم برای برنده شدن در مسابقات قهرمانی از رقبای خود محافظت کرد.
fended off
مقابله کرده
fended for
برای دفاع کرد
fended away
دور کرد
fended against
در برابر دفاع کرد
fended them
از آنها دفاع کرد
fended himself
از خودش دفاع کرد
fended off attacks
حمله ها را دفع کرد
fended off threats
تهدیدها را دفع کرد
fended off danger
خطر را دفع کرد
fended off criticism
انتقادها را دفع کرد
she fended off the attack with her quick reflexes.
او با واکنشهای سریع خود از حمله جلوگیری کرد.
he fended for himself after moving to a new city.
او پس از نقل مکان به یک شهر جدید، خود را اداره کرد.
the dog fended off the intruders bravely.
سگ با شجاعت از متجاوزین محافظت کرد.
she fended off criticism with her strong arguments.
او با استدلالهای قوی خود انتقادات را دفع کرد.
he fended off his fears before the big presentation.
او ترسهای خود را قبل از ارائه بزرگ سرکوب کرد.
the athlete fended off injuries during the competition.
ورزشکار در طول مسابقه از آسیبدیدگیها جلوگیری کرد.
they fended off the cold with warm clothing.
آنها با لباس گرم از سرما محافظت کردند.
she fended off distractions to focus on her work.
او برای تمرکز بر کار خود حواس پرتیها را دفع کرد.
he fended off the advances of unwanted attention.
او از پیشرفت توجه ناخواسته جلوگیری کرد.
the team fended off their rivals to win the championship.
تیم برای برنده شدن در مسابقات قهرمانی از رقبای خود محافظت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید