fending

[ایالات متحده]/fɛndɪŋ/
[بریتانیا]/fɛndɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور مستقل زندگی کردن و از خود مراقبت کردن؛ دوری کردن یا اجتناب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

fending off

دفع کردن

fending for

در حال تامین نیازهای خود

fending away

دور کردن

fending against

مقابله با

fending off attacks

مقابله با حملات

fending off danger

مقابله با خطر

fending for oneself

خودکفا بودن

fending off threats

مقابله با تهدیدها

fending off criticism

مقابله با انتقادات

fending off challenges

مقابله با چالش‌ها

جملات نمونه

she is fending off unwanted attention.

او در حال دفع توجهات ناخواسته است.

the dog was fending for itself after being abandoned.

سگ بعد از رها شدن برای خود تلاش می‌کرد.

he spent the night fending off mosquitoes.

او شب را با دفع کردن نیش پشه‌ها گذراند.

they are fending off criticism with strong arguments.

آنها با استدلال‌های قوی در حال دفع انتقادات هستند.

fending for her family has been a challenge.

تلاش برای تامین خانواده برای او چالش‌برانگیز بوده است.

she is fending off illness with a healthy diet.

او با تغذیه سالم در حال دفع بیماری است.

he is good at fending off distractions while studying.

او در دفع حواس‌پرتی در حین مطالعه خوب است.

the soldiers are fending off the enemy's attacks.

سربازان در حال دفع حملات دشمن هستند.

fending off doubts is essential for success.

دفع تردیدها برای موفقیت ضروری است.

she is fending off the cold with warm clothes.

او با پوشیدن لباس‌های گرم در حال دفع سرما است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید