ferrety

[ایالات متحده]/ˈfɛr.ɪ.ti/
[بریتانیا]/ˈfɛr.ɪ.ti/

ترجمه

adj. شبیه به فررت; کنجکاو یا جستجوگر; مانند فررت

عبارات و ترکیب‌ها

ferrety eyes

چشم‌های ناقض

ferrety look

ظاهر ناقض

ferrety nature

طبع ناقض

ferrety behavior

رفتار ناقض

ferrety grin

لبخند ناقض

ferrety features

ویژگی‌های ناقض

ferrety movements

حرکات ناقض

ferrety disposition

نزعۀ ناقض

ferrety smile

خندۀ ناقض

ferrety personality

شخصیت ناقض

جملات نمونه

his ferrety eyes darted around the room.

چشمان جستجویش در اتاق به اطراف چرخید.

she had a ferrety look that made people uneasy.

او ظاهری داشت که باعث ناراحتی مردم می‌شد.

the detective's ferrety instincts helped solve the case.

غرایز جستجوگرانه کارآگاه به حل پرونده کمک کرد.

his ferrety nature made him a skilled negotiator.

طبع جستجوگرایانه‌اش او را به یک مذاکره‌کننده ماهر تبدیل کرد.

she approached the task with a ferrety determination.

او با عزمی راسخ و جستجوگرانه این کار را پیش برد.

they described the politician as having a ferrety demeanor.

آنها سیاستمدار را با رفتاری جستجوگرانه توصیف کردند.

his ferrety behavior raised suspicions among his peers.

رفتار جستجوگرایانه‌اش باعث ایجاد سوءظن در بین همکارانش شد.

the ferrety child was always asking questions.

کودک جستجوگر همیشه در حال پرسیدن سؤال بود.

she had a ferrety way of getting what she wanted.

او راهی داشت تا آنچه می‌خواست به دست آورد، با روشی جستجوگرانه.

his ferrety tendencies made him a great strategist.

گرایشات جستجوگرایانه‌اش او را به یک استراتژیست بزرگ تبدیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید