ferryman

[ایالات متحده]/'ferɪmən/
[بریتانیا]/'fɛrɪmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که یک قایق‌بر را اداره می‌کند و مسافران و کالاها را از روی یک منبع آبی عبور می‌دهد.
Word Forms
جمعferrymen

جملات نمونه

The ferryman rowed the boat across the river.

ملوان قایق را از رودخانه عبور داد.

The ferryman helped passengers embark and disembark the ferry.

ملوان به مسافران کمک کرد تا سوار و از قایق پیاده شوند.

The ferryman navigated through the rough waters with skill.

ملوان با مهارت از میان آب‌های خروشان عبور کرد.

The ferryman collected fares from the passengers before departure.

ملوان قبل از عزیمت، کرایه ها را از مسافران جمع کرد.

The ferryman guided the ferry safely to the dock.

ملوان قایق را با خیال راحت به اسکله هدایت کرد.

The ferryman has been crossing the river for decades.

ملوان دهه‌هاست که رودخانه را عبور می‌کند.

The ferryman's lantern illuminated the dark waters at night.

چراغ قوه ملوان شب‌ها آب‌های تاریک را روشن می‌کرد.

The ferryman's hut was located near the riverbank.

کلبه ملوان در نزدیکی ساحل رودخانه قرار داشت.

The ferryman's job requires strong rowing skills.

شغل ملوان نیاز به مهارت قوی در ردیف کردن دارد.

The ferryman's dog often accompanies him on the boat.

سگ ملوان اغلب او را در قایق همراهی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید