waterman

[ایالات متحده]/'wɔːtəmən/
[بریتانیا]/'wɔtəmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قایق‌ران؛ پاروزن؛ آب‌کش.
Word Forms
جمعwatermen

جملات نمونه

The waterman rowed the boat across the lake.

ملوان قایق را از میان دریاچه راند.

The waterman skillfully navigated the rough waters.

ملوان با مهارت در آب‌های خروشان حرکت کرد.

The waterman is responsible for maintaining the safety of passengers on board.

ملوان مسئول حفظ ایمنی مسافران در داخل کشتی است.

The waterman's job requires strong swimming skills.

شغل ملوان نیاز به مهارت‌های شنای قوی دارد.

The waterman docked the boat at the pier.

ملوان قایق را در اسکله پهلو کرد.

The waterman is an expert at handling different types of boats.

ملوان در کار با انواع مختلف قایق‌ها ماهر است.

The waterman is always prepared for emergencies at sea.

ملوان همیشه برای شرایط اضطراری در دریا آماده است.

The waterman's knowledge of tides is crucial for safe navigation.

دانش ملوان در مورد جزر و مد برای ناوبری ایمن بسیار مهم است.

The waterman's job requires physical strength and endurance.

شغل ملوان نیاز به قدرت بدنی و استقامت دارد.

The waterman's love for the sea is evident in his dedication to his work.

عشق ملوان به دریا در تعهد او به کارش آشکار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید