fervency

[ایالات متحده]/ˈfɜːvənsi/
[بریتانیا]/ˈfɜrvənsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احساس شدید و پرشور؛ شوق یا اشتیاق
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

fervency of belief

شور اشتیاق در باور

fervency in action

شور در عمل

fervency of support

شور حمایت

fervency for change

شور برای تغییر

fervency of passion

شور اشتیاق

fervency in pursuit

شور در تعقیب

fervency of purpose

شور هدف

fervency for justice

شور برای عدالت

fervency of spirit

شور روح

fervency in debate

شور در بحث

جملات نمونه

her fervency for learning new languages is inspiring.

اشتیاق او برای یادگیری زبان‌های جدید الهام‌بخش است.

he spoke with fervency about his passion for music.

او با اشتیاق درباره عشق خود به موسیقی صحبت کرد.

the team's fervency in pursuing their goals was evident.

اشتیاق تیم در دستیابی به اهدافشان آشکار بود.

her fervency for the project motivated everyone involved.

اشتیاق او برای پروژه همه افراد درگیر را مصمم کرد.

he approached the task with great fervency and dedication.

او با اشتیاق و تعهد فراوان به انجام این کار پرداخت.

the fervency of the crowd was palpable during the concert.

اشتیاق جمعیت در طول کنسرت قابل لمس بود.

her fervency for environmental causes drives her activism.

اشتیاق او برای مسائل زیست محیطی، فعال‌گری او را هدایت می‌کند.

he expressed his fervency for justice in his speech.

او اشتیاق خود را برای عدالت در سخنان خود بیان کرد.

the fervency of their love was evident in their actions.

اشتیاق عشق آنها در اعمالشان آشکار بود.

her fervency for cooking led her to start a food blog.

اشتیاق او برای آشپزی باعث شد یک وبلاگ غذایی راه اندازی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید