| جمع | fervours |
he talked with all the fervour of a new convert.
او با شور و اشتیاق یک پیرو جدید صحبت کرد.
The fervour of her speech showed she felt strongly.
شور و اشتیاق در سخنان او نشان داد که او احساسات قوی داشت.
he talked with all the fervour of a new convert.
او با شور و اشتیاق یک پیرو جدید صحبت کرد.
The fervour of her speech showed she felt strongly.
شور و اشتیاق در سخنان او نشان داد که او احساسات قوی داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید