fervour

[ایالات متحده]/ˈfɜ:və/
[بریتانیا]/'fɝvɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشتیاق شدید؛ حرارت.
Word Forms
جمعfervours

جملات نمونه

he talked with all the fervour of a new convert.

او با شور و اشتیاق یک پیرو جدید صحبت کرد.

The fervour of her speech showed she felt strongly.

شور و اشتیاق در سخنان او نشان داد که او احساسات قوی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید