festa

[ایالات متحده]/ˈfɛstə/
[بریتانیا]/ˈfɛstə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جشنواره، ضیافت؛ رویداد جشن یا ضیافت
Word Forms
جمعfestas

عبارات و ترکیب‌ها

birthday festa

جشن تولد

wedding festa

جشن ازدواج

festa celebration

جشن بزرگ

festa time

زمان جشن

festa mood

فضای جشن

festa season

فصل جشن

festa night

شب جشن

festa theme

موضوع جشن

festa fun

سرگرمی جشن

festa event

رویداد جشن

جملات نمونه

we are planning a festa for her birthday.

ما در حال برنامه‌ریزی برای یک جشن برای تولد او هستیم.

the festa was filled with music and laughter.

جشن با موسیقی و خنده پر شده بود.

everyone is invited to the festa this weekend.

همه افراد این آخر هفته به جشن دعوت شده اند.

they served delicious food at the festa.

آنها غذای خوشمزه در جشن سرو کردند.

we need to decorate the venue for the festa.

ما نیاز داریم محل برگزاری را برای جشن تزئین کنیم.

she wore a beautiful dress to the festa.

او یک لباس زیبا برای جشن پوشید.

the festa lasted all night long.

جشن تا آخر شب طول کشید.

he organized a surprise festa for his friend.

او یک جشن غافلگیرانه برای دوستش ترتیب داد.

the kids enjoyed games at the festa.

بچه ها از بازی ها در جشن لذت بردند.

we danced under the stars at the festa.

ما زیر نور ستارگان در جشن رقصیدیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید