fetor of decay
بوی گند و پوسیدگی
fetor of sewage
بوی گند فاضلاب
fetor of death
بوی مرگ
fetor of fish
بوی گند ماهی
fetor of garbage
بوی گند زباله
fetor of mold
بوی کپک
fetor of smoke
بوی دود
fetor of sweat
بوی عرق
fetor of manure
بوی کود حیوانی
fetor of putrefaction
بوی گندیدگی
the fetor from the garbage was unbearable.
بوی نامطبوع زباله غیرقابل تحمل بود.
after the rain, there was a fetor in the air.
بعد از باران، بوی نامطبوعی در هوا وجود داشت.
the fetor of rotten eggs filled the room.
بوی نامطبوع تخم مرغ فاسد اتاق را پر کرد.
he complained about the fetor coming from the sewer.
او در مورد بوی نامطبوعی که از فاضلاب می آمد شکایت کرد.
the fetor of decay was strong in the old house.
بوی نامطبوع پوسیدگی در خانه قدیمی قوی بود.
she covered her nose due to the fetor of the fish market.
او به دلیل بوی نامطبوع بازار ماهی بینی خود را پوشاند.
the fetor of the chemicals made him feel ill.
بوی نامطبوع مواد شیمیایی باعث شد او احساس ناراحتی کند.
there was a fetor of mildew in the basement.
در زیرزمین بوی نامطبوع کپک وجود داشت.
the fetor of the abandoned building was overwhelming.
بوی نامطبوع ساختمان متروکه طاقت فرسا بود.
they tried to mask the fetor with air fresheners.
آنها سعی کردند بوی نامطبوع را با خوشبو کننده هوا بپوشانند.
fetor of decay
بوی گند و پوسیدگی
fetor of sewage
بوی گند فاضلاب
fetor of death
بوی مرگ
fetor of fish
بوی گند ماهی
fetor of garbage
بوی گند زباله
fetor of mold
بوی کپک
fetor of smoke
بوی دود
fetor of sweat
بوی عرق
fetor of manure
بوی کود حیوانی
fetor of putrefaction
بوی گندیدگی
the fetor from the garbage was unbearable.
بوی نامطبوع زباله غیرقابل تحمل بود.
after the rain, there was a fetor in the air.
بعد از باران، بوی نامطبوعی در هوا وجود داشت.
the fetor of rotten eggs filled the room.
بوی نامطبوع تخم مرغ فاسد اتاق را پر کرد.
he complained about the fetor coming from the sewer.
او در مورد بوی نامطبوعی که از فاضلاب می آمد شکایت کرد.
the fetor of decay was strong in the old house.
بوی نامطبوع پوسیدگی در خانه قدیمی قوی بود.
she covered her nose due to the fetor of the fish market.
او به دلیل بوی نامطبوع بازار ماهی بینی خود را پوشاند.
the fetor of the chemicals made him feel ill.
بوی نامطبوع مواد شیمیایی باعث شد او احساس ناراحتی کند.
there was a fetor of mildew in the basement.
در زیرزمین بوی نامطبوع کپک وجود داشت.
the fetor of the abandoned building was overwhelming.
بوی نامطبوع ساختمان متروکه طاقت فرسا بود.
they tried to mask the fetor with air fresheners.
آنها سعی کردند بوی نامطبوع را با خوشبو کننده هوا بپوشانند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید