fibered

[ایالات متحده]/ˈfaɪbəd/
[بریتانیا]/ˈfaɪbərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای الیاف; الیافی

عبارات و ترکیب‌ها

fibered material

مواد فیبری

fibered texture

بافت فیبری

fibered structure

ساختار فیبری

fibered fabric

پارچه فیبری

fibered diet

رژیم فیبری

fibered product

محصول فیبری

fibered insulation

عایق فیبری

fibered composite

کامپوزیت فیبری

fibered network

شبکه فیبری

fibered glass

شیشه فیبری

جملات نمونه

the fabric is fibered for extra durability.

پارچه به دلیل دوام بیشتر فیبردار شده است.

fibered materials are often used in construction.

مواد فیبردار اغلب در ساخت و ساز استفاده می شوند.

the artist used fibered paper for her artwork.

هنرمند از کاغذ فیبردار برای اثر هنری خود استفاده کرد.

fibered strands can improve the strength of the rope.

الیاف فیبردار می تواند استحکام طناب را بهبود بخشد.

she prefers fibered snacks for a healthier diet.

او ترجیح می دهد برای داشتن رژیم غذایی سالم تر، میان وعده های فیبردار بخورد.

the fibered texture of the material feels great.

بافت فیبردار ماده بسیار خوب است.

fibered insulation helps to maintain temperature.

عایق فیبردار به حفظ دما کمک می کند.

he likes fibered drinks for better digestion.

او برای بهبود هضم، نوشیدنی های فیبردار دوست دارد.

fibered layers in the fabric provide comfort.

لایه های فیبردار در پارچه راحتی ایجاد می کنند.

using fibered products is better for the environment.

استفاده از محصولات فیبردار برای محیط زیست بهتر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید