threadlike

[ایالات متحده]/ˈθrɛdlaɪk/
[بریتانیا]/ˈθrɛdˌlaɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه یک نخ؛ باریک و کشیده

عبارات و ترکیب‌ها

threadlike structures

ساختارهای نخ مانند

threadlike fibers

الیاف نخ مانند

threadlike appearance

ظاهر نخ مانند

threadlike patterns

الگوهای نخ مانند

threadlike connections

اتصالات نخ مانند

threadlike strands

نخ های نخ مانند

threadlike extensions

گسترش های نخ مانند

threadlike shapes

اشکال نخ مانند

threadlike elements

عناصر نخ مانند

threadlike formations

تشکیل های نخ مانند

جملات نمونه

the spider spun a threadlike web in the corner of the room.

پریشان، عنکبوت تارمانند تابی در گوشه اتاق بافت.

the artist used threadlike strokes to create a delicate painting.

هنرمند از ضربات تارمانند برای ایجاد یک نقاشی ظریف استفاده کرد.

he noticed a threadlike strand of hair on his jacket.

او یک رشته موی تارمانند روی ژاکت خود متوجه شد.

the plant has threadlike roots that spread through the soil.

گیاه ریشه های تارمانند دارد که در خاک پخش می شوند.

her voice had a threadlike quality that captivated the audience.

صدای او کیفیتی تارمانند داشت که مخاطبان را مجذوب خود کرد.

the threadlike fibers were essential for the fabric's strength.

الیاف تارمانند برای استحکام پارچه ضروری بودند.

he drew a threadlike line on the paper with a pencil.

او با مداد یک خط تارمانند روی کاغذ کشید.

the threadlike structure of the molecule is crucial for its function.

ساختار تارمانند مولکول برای عملکرد آن بسیار مهم است.

she wore a threadlike necklace that shimmered in the light.

او یک گردنبند تارمانند پوشید که در نور می درخشید.

the threadlike clouds drifted across the sky.

ابر های تارمانند در آسمان شناور بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید