fiberoptics

[ایالات متحده]/ˈfaɪbəˌɒptɪks/
[بریتانیا]/ˈfaɪbərˌɑːptɪks/

ترجمه

n. فناوری که از رشته‌های نازک شیشه یا پلاستیک برای انتقال تصاویر از طریق بازتاب داخلی استفاده می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

fiberoptics cable

کابل فیبر نوری

fiberoptics network

شبکه فیبر نوری

fiberoptics technology

فناوری فیبر نوری

fiberoptics installation

نصب فیبر نوری

fiberoptics system

سیستم فیبر نوری

fiberoptics communication

ارتباطات فیبر نوری

fiberoptics solutions

راه حل های فیبر نوری

fiberoptics industry

صنعت فیبر نوری

fiberoptics service

خدمات فیبر نوری

fiberoptics design

طراحی فیبر نوری

جملات نمونه

fiberoptics technology is revolutionizing communication.

فناوری فیبر نوری ارتباطات را متحول می‌کند.

we need to install fiberoptics in the new building.

ما باید فیبر نوری را در ساختمان جدید نصب کنیم.

fiberoptics cables provide high-speed internet access.

کابل‌های فیبر نوری دسترسی اینترنت پرسرعت را فراهم می‌کنند.

the fiberoptics industry is growing rapidly.

صنعت فیبر نوری به سرعت در حال رشد است.

using fiberoptics can improve data transmission quality.

استفاده از فیبر نوری می‌تواند کیفیت انتقال داده را بهبود بخشد.

many hospitals are adopting fiberoptics for better imaging.

بسیاری از بیمارستان‌ها برای تصویربرداری بهتر از فناوری فیبر نوری استفاده می‌کنند.

fiberoptics are essential for modern telecommunications.

فیبر نوری برای مخابرات مدرن ضروری است.

technicians are trained to handle fiberoptics safely.

تکنسین‌ها برای کار با فیبر نوری به طور ایمن آموزش می‌بینند.

fiberoptics can transmit data over long distances without loss.

فیبر نوری می‌تواند داده‌ها را در مسافت‌های طولانی بدون از دست دادن انتقال دهد.

she specializes in fiberoptics engineering.

او در زمینه مهندسی فیبر نوری تخصص دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید